top of page

لیسبون، شهر هفت تپه

Oct 4
14 min read

اهمیت تاریخی شهر لیسبون شاید بخاطر قرار گرفتن در غربی ترین گوشه خاک اروپا نادیده گرفته شود. پایتخت کشوری که نیمی از آن توسط آبهای اقیانوس اطلس و نیمه دیگرش توسط تنهای همسایه با مرز خشکی احاطه شده است.  

شاید بخاطر همین دورافتادگی اش بود که بازرگانان فنیقی 1200 سال پیش از میلاد این بندر را در دهانه رودخانه تاگوس با نام آلیس اوبو (Allis Ubbo) به معنای "بندرگاه امن" تاسیس کردند و یا طبق افسانه های قدیمی، شهری است که ادیسه قهرمان اسطوره ای یونان پس از فرار از تروا و در جریان سفرهای طولانی‌اش در شبه‌جزیره ایبری با نام اولیسیپو (Olissipo)  بنا کرد. سرآغاز آن هر چیزی که باشد لیسبون از قدیمی ترین شهرها و بندرهای جهان است که قدمتش از رم باستان بیشتر است و نماد پایداری و امنیت در اروپا بحساب میامد. پایتخت پرتغال یکی از قدیمی‌ترین دولت‌های اروپا است که استقلال آن در قرن دوازدهم میلادی با بازپس‌گیری لیسبون از مسلمانان با کمک صلیبیون تثبیت شد.

پیشگام سفرهای دریایی بزرگ میان قاره ای پرتغالی های اولین دریانوردانی بودند که در سده  15 با حمایت بازرگانان لیسبون راهی سفرها طولانی شدند و موفق به کشف مسیرهای دریایی جدید و ساخت امپراتوری پهناوری در آسیا، آفریقا و قاره آمریکا شدند. تاریخ پرتغال و لیسبون سرگذشت اولین ها است. قدیمی ترین دانشگاه، قدیمی ترین کتابخانه، قدیمی‌ترین مرزهای ثابت در اروپا. برای همین است که وقتی در لیسبون قدم می زنید احساس می کنید که این شهر همچنان پایدار و دست نخورده راوی گذشته دور و دراز جهان قدیم است.



چند ماهی است که خود را به دست سرنوشت سپرده ایم و هر روز آماده شنیدن هر خبری هستیم. حالا پس از ماهها تقلا با تلاطمات مختلف روحی به سفری رهسپار شدیم که پیش از همه این ماجراها برنامه ریزی شده بود.


شب اول_ ورود به لیسبون

پنجشنبه 2 آپریل


با بلیط عصرگاهی روز پنجشنبه 2 آپریل بعد از 3 ساعت پرواز حوالی 20:30 به فرودگاه لیسبون رسیدیم. تنها کاری که کردیم این بود که از فرودگاه یک بلیط تک سفره مترو گرفتیم و مستقیم به محل اقامتمان که تا فرودگاه دو ایستگاه بیشتر فاصله نداشت رفتیم. شام را همراه همسفرمان خوردیم و برای فردا که اولین روز سفرمان است آماده شدیم.


روز اول_ سینترا و بلم

جمعه 3 آپریل


روز جمعه نیک (Good Friday) اولین روز از تعطیلات عید پاک است و اکثر جاها در شهر تعطیل بود. برای همین بازدید از کاخ ملی پنا (National Palace of Pena) که در تعطیلات عمومی هم بروی بازدیدکنندگاه باز است را برای روز اول سفرمان برنامه ریزی کردیم (ورودی کاخ نفری 20 یورو). برای رسیدن به کاخ که بالای تپه ای در اطراف شهر لیسبون است ابتدا با قطار ساعت 9 به سمت ایستگاه شهر Sintra حرکت کردیم. حدود یک ساعت با قطار تا ایستگاه شهر سینترا زمان برد. اینجا هوا تابستانی و گرم است اما منطقه سینترا به خاطر قرارگیری در ارتفاع به نسبت خنک تر و با وزش ملایم نسیم همراه بود.

با توجه به تعطیلات و احتمال شلوغی این جاذبه ملی بیش تر از یک ساعت را برای رسیدن به موقع به کاخ در نظر گرفته بودیم. با این حال پس از پیاده شدن از قطار برای رسیدن به ورودی کاخ که در بالای تپه های پارک طبیعی سینترا واقع است. برای رسیدن به ورودی کاخ از اتوبوس های خط 434 میتوان استفاده کرد که در تعطیلات عید پاک شلوغ بود و ما ترجیح دادیم از تاکسی اینترنتی استفاده کنیم.

اصولا هزینه تاکسی در پرتغال نستبا ارزان بود و در مقایسه با قطار و اتوبوس در مسیرهای طولانی برای 4 نفر به صرفه تر خواهد بود. اسم راننده روسی بود و ظاهرش هم به راننده های محلی نمیخورد و مسیر بالارفتنی را هم با کمی تردید پیدا کرد با این وجود مقداری زودتر حدود ساعت 11:30 به کاخ پنا رسیدیم.


  • National Palace of Sintra
  • National Palace of Sintra
  • National Palace of Sintra

یک قصر رمانتیک قرن نوزدهمی با رنگ‌های زنده بر فراز تپه‌، که به عنوان یکی از زیباترین قلعه‌های اروپا شناخته می‌شود. البته کاخ چندان بزرگی نیست و داخل ش هم آنچنان مجلل نبود ولی بازدید از نمای بیرونی آن با رنگ های زرد و قرمز روشن و معماری منحصر بفرد خالی از لطف نبود.


برای پایین آمدن هم یک اوبر دیگر گرفتیم با همان قیمت حدود 10 یورو و در مسیر بازگشت در نزدیکی کاخ ملی سینترا (National Palace of Sintra) که از دیگر کاخ های موجود در این منطقه خوش آب و هوا است پیاده شدیم و در کافه قنادی (Casa Piriquita) معروف این شهر چند شیرینی محلی از جمله Travesseiro را امتحان کردیم. تراوِسیرو دِ سینترا یکی از شیرینی‌های معروف در قنادی های پرتغالی است که با خمیر پفکی ترد خود به شکل بالش (از این رو به آن بالش می‌گویند) مشخص می‌شود که با کرم شیرین تخم‌مرغ و بادام پر شده است.


  • Casa Piriquita
  • Casa Piriquita

تا به شهر لیسبون برگردیم ساعت نزدیک 16 شده بود و باید دنبال جایی برای ناهار میگشتیم. پشت خیابانی موسوم به صورتی (Rua Cor de Rosa) فودهال بزرگی (Time Out Market) قرار داشت که برای چشیدن غذاهای پرتغالی به ما حق انتخاب های متنوعی میداد. بازار ریبیرا (Mercado da Ribeira) زمانی مرکز اصلی توزیع ماهی و محصولات کشاورزی شهر بود. در سال ۲۰۱۴، بخشی از آن به اولین "تایم اوت مارکت" جهان تبدیل شد. پروژه ای که با هدف گرد هم آوردن بهترین غذاها و سرآشپزان محلی منتخب توسط این موسسه جانی دوباره به یک بنای رو به تخریب داد و آن را به قطب شکم‌گردی شهر تبدیل کرد.

Time Out Market is a world-renowned, editorially curated food and cultural market concept managed by the global media brand Time Out Group. The very first Time Out Market opened its doors in 2014 inside the historic Mercado da Ribeira in Lisbon, Portugal
پروژه تایم اوت مارکت (Time Out Market) یک بازار بزرگ غذا است که برترین سرآشپزها، رستوران‌های بومی هر شهر را بر اساس انتخاب نویسندگان مجله معروف «تایم اوت»، در فضایی مشترک زیر یک سقف جمع‌آوری می‌کند.

بیفانا (Bifana) یکی از محبوب ترین غذاهای خیابانی لیسبون است. نوعی ساندویچ با گوشت خوک خوک مزه‌دار شده با سیر و ادویه که ریشه در جشن‌های محلی دارد. در کنار بیفانا به عنوان نوشیدنی میتوان یک شات از جین‌جینا (Ginjinha) را امتحان کرد. لیکور آلبالوی معروف لیسبون که معمولاً در لیوان‌های کوچک شکلاتی سرو می‌شود که بعد از نوشیدن، لیوان را هم می‌خورید!

اما انتخاب ما برای ناهار دو نوع خوراک دریایی با ماهی کاد بود جمعا حدود 30 یورو. ماهی کاد (Cod fish) نمونه ای از ماهیان روغنی است که در غذاهای دریایی پرتغال بسیار رایج است.


Cod fish in Mercado da Ribeira lisbon
گفته می‌شود پرتغالی‌ها ۳۶۵ روش مختلف به تعداد روزهای سال برای پخت ماهی کاد دارند.

بعد از صرف ناهار خود را با اتوبوس به شهر دیگری در نزدیکی لیسبون به نام بلم (Belem) رساندیم.

اینجا محل تولد یکی از نمادین ترین شیرینی های پرتغال قراردارد که سابقه آن به اوایل قرن 19 بازمیگردد. بعد از انقلاب لیبرال سال 1820 که طی آن اولین قانون اساسی پرتغال، بر اساس اصول حقوق فردی پایه ریزی شد و قدرت مطلق پادشاه به عنوان حق الهی سلطنت رو به افول بود، صومعه ها و دیرها به حالت تعطیل درآمدند و روحانیون و کشیشان اخراج شدند. تعدادی از راهبان صومعه جرونیموس (Jerónimos Monastery) در شهر بلم برای امرار معاش یک نوع تارت کاسترد سنتی به نام پاستل (Pastéis) را که با زرده تخم مرغ درست میشد را در فروشگاهی در نزدیکی این صومعه میفروختند. به مرور آوازه این شیرینی باعث شد نسخه اصلی تارت کاسترد پرتغالی با نام پاستل د بلم (Pastéis de Belém) در سال 1837 در این مکان به شکل دستی تولید شود. در حالی که تارت‌های مشابهی که در جاهای دیگر فروخته می‌شوند pastéis de nata نامیده می‌شوند، فقط آنهایی که در این شرینی پزی خاص در منطقه بلم لیسبون درست می‌شوند می‌توانند به طور قانونی از این نام استفاده کنند که روزانه چیزی حدود 20 هزار عدد از آنها را تولید میکند. گفته میشود که دستورپخت این پاستل از آن زمان مخفی و دست نخورده باقی مانده است و راز آن را تنها تعداد محدودی از افراد میداند که هرگز با هم سوار یک هواپیما نمیشوند! در مقام مقایسه هم باید تایید کنم بعد از امتحان کردن تعداد متنوعی پاستل در جاهای مختلف تنها نمونه ای که مزه تخم مرغ آن غالب و زننده نبود مربوط به همین مکان میشد که در کنار یک فنجان Bica اسپرسوی غلیظ لیسبونی حسابی چسبید.

داستان معروفترین شیرینی پرتغال

عصر طلایی اکتشافات پرتغالی ها

در مقابل صومعه جرونیموس و در کرانه شمالی مصب رودخانه تاگوس بنای یادبودی (The Monument of the Discoveries) است برای بزگداشت عصر طلایی اکتشافات پرتغالی ها در طول قرون 15 و 16 میلادی (Portuguese Age of Discovery). زمانی که واسکو دو گاما (Vasco da Gama) در سال 1498 راه هند را با دور زدن قاره آفریقا از طریق دماغه امید نیک کشف کرد. مسیری دریایی که باعث شد پرتغالی‌ها بتوانند بدون نیاز به واسطه‌های عرب و عثمانی در آبراهه ها و مسیرهای زمینی، مستقیماً به تجارت ادویه بپردازند و امپراتوری استعماری خود را در آسیا بنا کنند و به تدریج لیسبون را به ثروتمندترین مرکز تجاری جهان تبدیل کنند. صومعه بزرگ جرونیموس محل دفن این دریانورد هم در قرن 16 به دستور پادشاه مانوئل اول با مالیات ۵ درصدی حاصل از ادویه‌های وارداتی از هند ساخته شد.

در کنار آب قدری نشستیم و بستنی نوش جان کردیم. از آنجا تا برج تاریخی بلم (Torre de Belém) پیاده راهی نبود.

برج بلم یک سازه قرن 16 که در ابتدا به عنوان دژی برای محافظت از بندر لیسبون ساخته شد اما بعدها به عنوان نقطه آغاز و پایان سفرهای اکتشافی دریانوردان و دروازه ای به شهر لیسبون به نماد قدرت دریایی پرتغال تبدیل گشت. معماری این بنا به سبک "مانوئلین" است و المان‌های دریایی مثل طناب‌های کشتی و موجودات دریایی در تزئینات آن به کار رفته است. این برج زمانی در وسط رودخانه تاگوس قرار داشت، اما پس از زلزله 1755 و تغییر مسیر رودخانه، اکنون در نزدیکی ساحل قرار گرفته است. 

منظره برج بلم در عصرگاه را تماشا کردیم و با نزدیکی شدن به زمان غروب آفتاب حدود ساعت 20 با خانه بازگشتیم.


روز دوم_ لیسبون

شنبه 4 آپریل


لیسبون امروزه شهری مدرن با بافت تاریخی غنی است که به عنوان پایتخت اقتصادی و سیاسی پرتغال شناخته می‌شود. اما سابقه شهر لیسبون به حدود 1200 سال پیش از میلاد بر میگردد. ملکه اقیانوس اطلس، یکی از قدیمی‌ترین پایتخت‌های جهان است که توسط فنیقی ها به عنوان یک بندر امن، قرن ها پیش از تاسیس شهر رم ساخته شده بود. به همین دلیل لیسبون پس از آتن از قدیمی ترین شهرهای اروپایی بحساب می آید. با این وجود زلزله ای مهیب در سال 1755 به همراه سونامی و آتش‌سوزی، تقریباً تمام شهر را نابود کرد. این زمین‌لرزه اثرات گسترده‌ای بر زندگی مردم داشت. برای نخستین بار پس از این فاجعه طبیعی بود که روشنفکران اروپایی برای بروز زمین‌لرزه‌ به دنبال یک توضیح علمی ‌بجای مجازات الهی گشتند. و پس از بازسازی شهر، لیسبون به اولین شهر مدرن اروپایی با نقشه‌کشی شطرنجی تبدیل شد. آثار این زلزله عظیم و خرابی های آن همچنان در برخی بناهای تاریخی شهر به عنوان جاذبه ای گردشگری قابل مشاهده است. به عنوان مثال اسکلت صومعه کارمو (Carmo Archaeological Museum) که کلیسای گوتیک ویران شده ای است که شبستان آن بدون سقف همچنان سرپا مانده و امروز به عنوان یک یادبود روباز تأثیرگذار و موزه ای از آثار باستان‌شناسی پیش از تاریخ تا قرون وسطی شاهد بازدیدکنندگان بسیاری است.


محله قدیمی آلفاما (Alfama)

گشت امروزمان را از جایی در محله آلفاما (Alfama) شروع  کردیم که پلکان باریکی ما را به سمت حصار قدیمی لیسبون (cerca velha lisboa) می رساند. دیوار قدیمی لیسبون، که با نام دیوار موری (Cerca Moura) نیز شناخته می‌شود، قدیمی‌ترین دیوار شهر است که در قرون وسطی به عنوان استحکامات دفاعی اصلی لیسبون عمل می‌کرده است. این دیوار تقریباً از طرح استحکامات رومی باستانی پیروی می‌کند و هسته تاریخی شهر را که امروزه با محله‌های آلفاما و کاستلو مطابقت دارد، محاصره می‌کند. اصطلاح "مور" توسط اروپاییان برای اشاره به مسلمانان شمال آفریقا و شبه‌جزیره ایبریا به کار می‌رفت. حکومتی که از سال 711 با فتح آندلس به دست طارق بن زیاد برای مدت بیش از 500 سال در منطقه اسپانیا و پرتغال امروزی استقرار داشت.



 محله آلفاما قدیمی‌ترین محله شهر است که از زلزله 1755 جان سالم به در برده است. کوچه‌های باریک و پرپیچ ‌وخم آن برای گیج کردن مهاجمان طراحی شده بود. نام آلفاما از واژه عربی "الحَمّه" به معنای چشمه‌های آب گرم گرفته شده است. در بخشی از این دیوار تاریخی که امروز بقایای آن باقی مانده است دروازه آلفاما (Porta de Alfama) و برج سنت پیتر (Torre de São Pedro)  قراردارد که به منظور محافظت از همین چشمه و منابع آبی در نظر گرفته شده بود.



در امتداد مرز فرضی این دیوار مسیرمان را به سمت کلیسای جامع لیسبون (Sé de Lisboa) در پیش گرفتیم. کلیسایی که از قرن12 بعلت زلزله بارها با سبک‌های معماری مختلف بازسازی شده است.


Sé de Lisboa and 28E tram line
Editted
کلیسای جامعه لیسبون در مسیر خط معروف تراموای 28E  شهر لیسبون یکی از کارت پستالی ترین تصاویر از شهر لیسبون را نمایش میدهد.

تراموای 28 نمادین‌ترین و مشهورترین مسیر حمل و نقل لیسبون است. این تراموای قدیمی با واگن ها زرد رنگ که از سال 1873 فعالیت می‌کند برای عبور در باریک‌ترین و شیب‌دارترین کوچه های شهر طراحی شده اند. این ترامواها هم به عنوان یک مسیر حمل و نقل عمومی حیاتی برای مردم محلی و هم به عنوان یک تور گشت و گذار در محله آلفاما برای بازدیدکنندگان جذابیت دارد حتی اگر مجبور باشند کل مسیر را ایستاده در واگن های کوچک و گرم آن سپری کنند. امروز بخاطر تعطیلی عید پاک، ترامواهای عبوری همه مملو از جمعیتی بود که حتی در ایستگاه اجازه سوار شدن به ما نمیدادند. بخاطر همین بجای تراموا سوار اتوبوس 737 در این مسیر شدیم. حرکت اتوبوس در خیابان های تنگ و باریک و در میان حرکت سه چرخه های برقی که توریست ها را در مسیرهای پرشیب جا به جا میکردند غیرممکن مینمود. با این وجود راننده با اعصاب آهنین و مهارت مثال زدنی از میان جمعیت و مسیر های پرپیج ما را به دروازه قلعه سنت جورج (Arco do Castelo) رساند.



قلعه سنت جورج  (Castelo de São Jorge)توسط رومی های پی ریزی شده بود در دوره مورها (قرن 11) بازسازی شد و پس از اسلام در دوران مسیحیت توسعه یافت. این قلعه بر بلندترین تپه لیسبون قرار دارد و شاهد تغییر قدرت از مسلمانان به مسیحیان در طول جنگ‌های صلیبی بوده است. در 25 اکتبر 1147، مسیحیان پرتغالی با کمک صلیبیون اروپایی، شهر لیسبون (اشبونه) را از مسلمانان بازپس گرفتند. دیوارهای آن نماد استواری شهر در برابر تهاجمات است. در بخشی از این قلعه به نام اتاق تاریک (Camera Obscura) آینه‌هایی وجود دارد که نمایی 360 درجه و زنده از شهر را روی یک سطح محدب نمایش می‌دهد.


حال مسیری را که با اتوبوس بالا آمده بودیم پیاده در کوچه های باریک و پلکانی به سمت پایین طی کردیم. در برخی معابر عکس سکنه قدیمی این محله بصورت کتیبه ای بر درب منازلشان نصب شده. عکس افرادی که امروز نیستند. این احساس ظریف دلتنگی در فرهنگ پرتغالی در کلمه سوداد تعریف میشود.


سوداد (Saudade) یک مفهوم عمیق و منحصربه‌فرد در فرهنگ پرتغالی است که ترکیبی از دلتنگی شدید، غم، حسرت و نوستالژی شیرین و تلخ را توصیف می‌کند. این احساس زمانی به وجود می‌آید که فرد دلتنگ کسی یا چیزی می‌شود که حضور ندارد، دست‌نیافتنی است یا هرگز بازنمی‌گردد، همراه با نوعی پذیرش اندوهگینانه. این کلمه فراتر از دلتنگی معمولی است. سوداد (که معادل دقیق آن در گیلکی واژه "تاسیان" است) شامل اشتیاق برای گذشته و غم نبودن آن است. این حس جزئی جدایی‌ناپذیر از موسیقی فادو (Fado) و ادبیات پرتغال است که نشان‌دهنده نوعی افسردگی یا فقدان عمیق است.


در اینجا گوش بدیم به یک ترانه پرتحرک در سبک فادو با صدای آمالیا رودریگز (Amália Rodrigues)، خواننده افسانه‌ای پرتغال است.

Audio cover
Amália Rodrigues - Saudades de TiAmália Rodrigues

"روح قلعه" پروژه ای که با حمایت شهرداری برای زنده نگه داشتن یاد ساکنین و اهالی بومی این محله تاریخی انجام گرفته است.

محله آلفاما زادگاه موسیقی فادو (Fado) است؛ موسیقی غمگین و سوزناکی که بیانگر مفهوم "سوداد" (دلتنگی عمیق) است.

اینجا در دامنه تپه به یکی از ایوان های شهر لیسبون با چشم اندازی به رود تاگوس رسیدیم. این ایوان های خوش منظره که در پرتغالی به آنها میرادورو (miradouros) گفته میشود از مکان های شاخصی است که در پیاده گردی شهر لیسبون حتما باید به یکی دو تای آنها سر زد. میرادورو یک نقطه دید یا چشم‌انداز خوش‌منظره (scenic viewpoint) است که معمولاً در نقطه‌ای مرتفع مانند تپه یا دامنه صخره واقع شده است. اگرچه این محل ها در شهرهای سراسر پرتغال یافت می‌شوند، اما در لیسبون شهری که به اصطلاح بر روی هفت تپه ساخته شده است بیشتر مشهورند، جایی که این تراس‌ها و میدان‌ها به عنوان فضاهای تجمع عمومی برای تماشای افق، مناظر تاریخی و رودخانه تاگوس مورد استفاده قرار میگیرد.

میرادورو یک نقطه دید یا چشم‌انداز خوش‌منظره (scenic viewpoint) است که معمولاً در نقطه‌ای مرتفع مانند تپه یا دامنه صخره واقع شده است.

در اطراف این ایوان های خوش منظره همواره دست فروشانی در حال فروش سوغاتی های معروف لیسبون هستند. پرتغال بزرگترین تولیدکننده چوب‌پنبه در جهان است. جنگل‌های درخت بلوط چوب‌پنبه‌ای (Montado) در این کشور تحت حفاظت شدید قانونی قرار دارند. علاوه بر درب بطری های شراب، آنان از چوب پنبه در تولید پوشاک، کیف و  زیورالات هم استفاده میکنند. ما یکی از همین کیف های چوب پنبه ای را برای یادگاری خریدیم.  


بعد از تماشای منظره همراه با جمعیت انبوه حاضر در میدان به سمت پایین تپه روانه شدیم و با کمی پیاده روی خودمان را به محله دیگری به نام بایشا (Baixa) رساندیم. بایشا قلب تجاری لیسبون است. بناهای با معماری نئوکلاسیک که پس از زلزله 1755 ساخته شده، و پیاده راه (R. Augusta) و خیابان های شلوغی که با رستوران‌های سنتی، غذاهای دریایی و مغازه‌های سوغاتی احاطه شده‌ است و در حد فاصل میدان‌های کامرس (Praça do Comércio) و روسیو (Rossio) قرار دارند.


پیاده راه (R. Augusta) خیابان های شلوغی که با رستوران‌های سنتی، غذاهای دریایی و مغازه‌های سوغاتی احاطه شده‌ است
پیاده راه (R. Augusta) خیابان های شلوغی که با رستوران‌های سنتی، غذاهای دریایی و مغازه‌های سوغاتی احاطه شده‌ است

یکی دیگر از سوغاتی های پرتغال، کنسرو ماهی ساردین است. البته نه فقط برای خوردن! در لیسبون مغازه‌هایی وجود دارند که از سال ۱۹۳۰ فقط کنسرو ماهی (ساردین، تن و ...) می‌فروشند. کنسروهایی است که با طرح و رنگ های مختلف در قفسه های این فروشگاه چیده شده اند. هرچند میتوانستیم یکی از این ها را برای چشیدن طعم قوی ساردین امتحان کنیم ولی معمولا مشتریان این مغازه برای یادگاری کنسرو هایی را با عدد سال تولدشان پیدا میکنند و برای یادگاری یا سوغاتی میخرند. بسته‌بندی‌های این کنسروها به قدری متنوع و آنتیک است که برخی از هنرمندان دستفروش تابلوهای با قوطی های خالی آن درست میکردند و میفروختند. 


آسانسور سانتا ژوستا (Santa Justa Lift) پلی میان دو محله

در اواخر قرن نوزدهم، با اوج‌گیری انقلاب صنعتی در اروپا، مهندسان به فکر افتادند تا سیستم‌های حمل‌ونقل شهری را مدرن کنند. علاوه بر مترو و تراموا برای رفت و آمد مردم در شیب‌های تند و خیابان‌های پلکانی لیسبون آسانسور سانتا ژوستا (Elevador de Santa Justa) در سال 1902 افتتاح شد تا پایین‌ترین محله تجاری شهر، یعنی بایشا (Baixa)  را به محله مرتفع‌تر شیادو (Chiado) متصل کند. این سازه ها صرفاً یک ابزار حمل‌ونقلی ساده نبود، بلکه در آن دوران نمادی از پیشرفت صنعتی و مدرنیته پرتغال در آستانه قرن بیستم به شمار می‌رفت. چیزی که مشابه آن در پاریس و لندن به اجرا در آمده بود. نکته جالب این است که طراح این آسانسور مهندسی پرتغالی-فرانسوی به نام راول مسنیر دو پونسارد (Raoul Mesnier du Ponsard) بود. او از شاگردان برجسته «گوستاو ایفل» (سازنده برج ایفل پاریس) بود، به همین دلیل شباهت‌های ظاهری و ظرافت‌های فلزی برج ایفل به راحتی در آهن‌کاری‌های این آسانسور دیده می‌شود. 



در ۵ سال اول افتتاح (۱۹۰۲ تا ۱۹۰۷)، حرکت این آسانسور ۴۵ متری با یک موتور غول‌پیکر بخار انجام می‌شد! در سال ۱۹۰۷ سیستم آن برقی شد. لیسبون دارای چند فونیکولار (قطار شیب‌رو) دیگر نیز بوده است، اما سانتا ژوستا تنها آسانسور تماماً عمودی و مستقل به‌جامانده در شهر است که در سال ۲۰۰۲ به عنوان بنای یادبود ملی پرتغال ثبت شد. در سالهای اخیر به علت نگرانی های ایمنی فعالیت آن توسط شرکت حمل و نقل شهری پایتخت Carris به حالت تعلیق درآمده است. اما تجربیات مسافران حاکی از آن است که بر خلاف ظاهر فلزی و صنعتی بیرونی، داخل دو کابین آن با چوب‌های گران‌قیمت، آینه‌ها و برنج تزئین شده است که حسی کاملاً نوستالژیک و سلطنتی را با تهیه یک بلیط 6 یورویی به مسافران می‌دهد.


از بالای آسانسور سانتا ژوستا چشم‌اندازهایی از شهر را تماشا کردیم و مسیرمان را از آن به سمت محله مجلل و فرهنگی شیادو ادامه دادیم.


شیادو (Chiado) محله فرهنگی

در انتهای قرن 19 و با آغاز دوران شکوفایی صنعتی در قرن 20 المان های مدرن به تدریج به محله های قدیمی افزوده شد. در محله شیادو که لقب "شانزه‌لیزه" لیسبون را به خود گرفته کافه های مجللی بنا شد که پاتوقی برای اشراف و هنرمندان بوده است.


کافه آ برزیلیرا  (A Brasileira)تاسیس 1905 یکی از قدیمی‌ترین و مشهورترین نمونه از این کافه‌ها است که قهوه برزیلی را که در آن زمان برای مردم جدید بود، به مشتریان معرفی کرد. در فضای باز کافه مجسمه برنزی فرناندو پسوا (بزرگترین شاعر پرتغال) روی یکی از صندلی ها نشسته است. سنت بر این است که گردشگران کنار او بنشینند و یک عکس یادگاری بگیرند!


در فاصله کمی از این کافه یک کتابفروشی قرار دارد که بنابر رکوردهای جهانی گینس که گواهی آن نیز پشت ویترین نصب شده، قدیمی‌ترین کتاب‌فروشی جهان است که همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد. کتاب‌فروشی برتراند در محله شیادو در سال 1732 توسط پدرو فوربر (Pedro Faure) تاسیس شد. و مدتی پس از زلزله ویرانگر 1755 به در سال 1773 به این مکان منتقل گردید.


برخلاف نمای کم ادعای بیرونی که با کاشی‌های سنتی آبی و سفید پرتغالی پوشیده شده، فضای داخلی کتابفروشی بسیار عمیق و طولانی است و در اتاق هایی که بیشتر به سرداب های قدیمی میمانست آرک‌ها و قفسه های چوبی کلاسیک به فضا گرمی ملایمی بخشیده بود. در طول قرن‌های ۱۹ و ۲۰، کتاب‌فروشی برتراند صرفاً محلی برای خرید کتاب نبود، بلکه به باشگاه ادبی و پاتوق روشنفکران، سیاست‌مداران و نویسندگان نامدار پرتغالی تبدیل شده بود که در اتاق‌های پشتی کتاب‌فروشی محفل‌های بحث سیاسی و ادبی تشکیل می‌دادند.


یک یادگاری منحصربه‌فرد: اگر در این کتاب‌فروشی کتابی خریداری کنید، فروشندگان بر اساس درخواست شما، صفحه اول کتاب را با یک مهر برجسته رسمی که اصالت و ثبت آن در رکوردهای گینس به عنوان قدیمی‌ترین کتاب‌فروشی جهان را تأیید می‌کند، مهر می‌زنند.

علاوه بر این ها موزه ملی هنر معاصر (MNAC)، در منطقه مجلل شیادو، هنر پرتغالی را از اواسط دهه ۱۸۰۰ تا به امروز به نمایش می‌گذارد. که ما از دیدن آن صرف نظر کردیم و به خانه برگشتیم.

فردا قرار است در ادامه سفر پرتغال به سمت شهر پورتو حرکت کنیم ...



Comments


در این سفر همراه ما باشید

  • Black Facebook Icon
  • Black Instagram Icon
  • Black YouTube Icon

© 2035 by SPRAYZ. Powered and secured by Wix

bottom of page