بوردو، شهر شراب و مستی
- Pouya Travelogue

- Sep 27
- 13 min read
بعد از اولین سفرمان در اروپا بهتر است به خودمان یادآوری کنیم که فرانسه فقط پاریس نیست، و بجز پایتخت که رنگ و بوی مخصوص خودش را دارد و توریست ها را از سرتاسر دنیا برای دیدن موزه لوور و گرفتن عکس های خودنمایانه با برج ایفل به خود می کشاند مقاصد دیگری هم دارد. بوردو (Bordeaux) شاید بیشتر پذیرای مسافران اروپایی باشد یا افرادی که به دنبال مقاصدی دنج تر و آرامش بخش تر میگردند یا سالخوردگانی که هیاهو و ازدحام پایتخت از ظرفیت تحملشان خارج است. بوردو اگرچه خلوت و آرام بود ولی اصلن رنگ و بوی پیری و سالخوردگی به خود نداشت. شهری جوان با عمارت های نئوکلاسیک و بناهای نسبتا متاخر قرن 18، که میزبان دانشجویان بسیاری است که در موسسات آموزشی متعدد آن مشغول تحصیل و تحقیق هستند. و همین بوردو را به یکی از مراکز پژوهشی شاخص در فرانسه تبدیل کرده است که حضور جوانان در مرکز شهر و خیابان های آن تا دیروقت مشهود است. پایتخت جهانی شراب و شامپاین که روزگاری با بزرگترین تاکستان ها و گونه های خاص انگور خود، شراب بوردو را به شهرت جهانی رساند و امروز نیز قطب تجارت و صادرات این محصول حساس به شمار میاید. باید اعتراف کرد که بوردو پایتخت شراب و مستی دوشادوش پاریس، شهر عشق، شعر و ادب در تحولات تاریخی و فرهنگی فرانسه نقش بازی کرده است.
روز اول:
دوشنبه 22 سپتامبر 2025
با آنکه پرواز دوشنبه عصرم از بروکسل به بوردو بعلت حمله سایبری به سامانه های فرودگاهی در چند شهر اروپایی از جمله بروکسل کنسل شد توانستم بلیط اتوبوسی برای دوشنبه صبح ساعت 8 به مقصد پاریس (30 یورو) بگیرم و از پاریس با قطارهای تندوروی TGV خودم را عصر دوشنبه به بوردو برسانم. این قطارها که در مقایسه با سایر خطوط ریلی اروپایی سریعترین در نوع خود بحساب میایند فاصله حدود 600 کیلومتری بین پاریس تا بوردو را ظرف 2 ساعت طی میکنند و این نسبت به حمل و نقل جاده ای با ماشین مزیتی بالا بحساب میاید. (بلیط قطار حدود 100 یورو برای من آب خورد چراکه مجبور شدم لحظه آخر بگیرم).
با ورود به ایستگاه قطار سن-ژان بوردو (Gare de Bordeaux-Saint-Jean) تا حدی آن را شبیه ایستگاه مرکزی شهر میلان در مقیاس کوچکتر یافتم. بعد از آن به سمت محل اقامتم راهی مرکز شهر شدم.
راست: ایستگاه مرکزی بوردو / چپ: ایستگاه مرکزی میلان
در میان راه توانستم از کلیسای سنت مایکل (Basilique Saint-Michel) با برج ناقوسی که جدا از بنای کلیسا قد برافراشته و در حال تعمیر بود دیدن کنم. در ادامه مسیرم در حاشیه رود گارون (Garonne) قدم زدم. رودخانه بزرگی که از کوههای پیرنه در اسپانیا سرچشمه میگیرد و بعد از عبور از شهر تولوز (Toulouse) مسیرش خود را در جنوب غربی فرانسه ادامه میدهد و در نهایت به رودخانهٔ دوردونی (Dordogne) میپیوندد و با هم بزرگترین مصب رودخانهای اروپا به نام ژیروند (Gironde) را تشکیل میدهند که به اقیانوس اطلس (خلیج گاسکونی) میریزد.

این ویژگی در حدود ۳۰۰ سال قبل از میلاد مورد توجه رومیان قرار گرفت و این شهر با نام اولیه بوردگالا (Burdigala) احتمالا به معنای "مکانی نزدیک به آب" تاسیس شد. قرار گرفتن در مسیر تجارت قلع بین بریتانیای کبیر و امپراتوری روم، و همچنین به دلیل موقعیت استراتژیک در نزدیکی اقیانوس اطلس، بوردو را به یک بندرگاه مهم برای تجارت کالاها، به ویژه شراب، تبدیل کرد.
عصر طلایی تجارت شراب (سلطه انگلیسیها)
دوران طلایی بوردو با یک ازدواج تاریخی بین همسر سابق لویی هفتم پادشاه فرانسه و شاه هنری دوم پادشاه انگلستان در سال 1152 آغاز شد. در پی این ازدواج تمامی املاک و اراضی متعلق به ملکه النور (Eleanor of Aquitaine) از جمله بوردو و منطقه آکیتن تحت سلطه پادشاهی انگلستان درآمد. در طول تقریباً ۳۰۰ سال حکومت انگلیسیها، بوردو به یک بندر آزاد از مالیات تبدیل شد و به قطب اصلی صادرات شراب به انگلستان تبدیل گشت. این تجارت عظیم، ثروت بیسابقهای را برای بازرگانان محلی به ارمغان آورد و زیربنای شهرت جهانی بوردو به عنوان پایتخت شراب را شکل داد.
شکوه دوران روشنگری (قرن هجدهم)
پس از بازگشت بوردو تحت حاکمیت فرانسه در سال ۱۴۵۳ با پایان جنگ صدساله، این شهر در قرن هجدهم وارد عصر جدیدی از شکوفایی شد. این دوره با گسترش تجارت جهانی، به ویژه تجارت برده در کنار تجارت شراب، همراه بود که ثروت عظیمی را برای این شهر به همراه داشت. این ثروت صرف بازسازی باشکوه و نوسازی کامل شهر شد و شاهکارهای معماری نئوکلاسیک بوردو، از جمله میدان بورس (Place de la Bourse) و عمارت های کنار رودخانه، در این دوران ساخته شدند.
بندر ماه و میراث جهانی بوردو
امروزه، بوردو اغلب با نام مستعار "بندر ماه" (Le Port de La Lune) شناخته میشود. این نام به دلیل شکل هلالی رودخانه گارون در هنگام عبور از مرکز شهر به آن اطلاق شده است. این بخش تاریخی شهر به عنوان یک شاهکار معماری و شهرسازی در سال 2007 در فهرست میراث جهانی یونسکو با همین عنوان ثبت شده است. جالب است بدانیم بوردو پس از پاریس، بیشترین تعداد بناهای محافظتشدهی تاریخی در فرانسه را داراست.
بندر بوردو همچنان یک بندر مهم و فعال است، اما اهمیت آن امروزه بیشتر از نظر تاریخی، فرهنگی، گردشگری و اقتصادی منطقه جنوب غربی فرانسه تعریف میشود تا صرفاً از نظر حجم کل بار دریایی در سطح جهانی. امروزه بعلت رسوب گذاری و عمق نا کافی رودخانه برای حمل و نقل کشتیهای بزرگ اقیانوسپیما، بندر ماه در بخش تاریخی بوردو نقش خود را به عنوان یک بندر تجاری از دست داده است. با این حال بوردو همچنان یک مرکز مهم اقتصادی در جنوب غربی فرانسه است. این شهر بزرگترین و مهمترین مرکز تولید و تجارت شراب در دنیاست و همچنان نقش حیاتی در صادرات این محصول لوکس به سراسر جهان ایفا میکند.
![]() | ![]() |
| ![]() |
برای پیدا کردن سوییت محل اقامت که در نزدیکی برج ناقوس شهر (La Grosse Cloche) قرار داشت مشکل خاصی نداشتم. با وجود معماری نئوکلاسیک قرن هجدهمی غالب در مرکز بوردو، هنوز میتوان بقایایی از دوران گذشته شهر را مشاهده کرد؛ زمانی که بوردو یک شهر محصور با دیوارهای دفاعی بود. دیوار دفاعی شهر که امروزه با معدود دروازه های بجامانده از آن قرون وسطی مرز فرضی دور شهر را ترسیم میکند. این دروازههای تاریخی نه تنها بناهایی زیبا هستند، بلکه نمادی از تاریخ نظامی و بندرگاهی شهر محسوب میشوند.
لا گروس کلوش یا برج ناقوس بزرگ نیز یکی از این نمادهای باستانی شهر بوردو و یکی از معدود یادگارهای باقیمانده از استحکامات قرون وسطایی است. این دروازه در واقع برج ناقوس تالار شهر قدیمی بوده و در محل دروازه جنوبی سابق شهر ساخته شده است. این برج توسط دو برج مخروطی شکل احاطه شده و یک ساعت و یک زنگ مسی بزرگ دارد که تنها در مناسبتهای بسیار خاص و جشنهای ملی به صدا درمیآید.
در امتداد ضلع جنوبی این نوار فرضی و در حاشیه رود گارون دروازه بورگاندی (Porte de Bourgogne) در مقابل اولین پل سنگی بنا شده بر روی رود (Pont de Pierre) قرار دارد. کمی رو به شمال دروازه کایو (Porte Cailhau) خودنمایی میکرد که بازدیدکنندگان میتوانند از داخل این بنا بالا رفته و علاوه بر تماشای داخل برج، منظرهای از رودخانه گارون و پل تاریخی پیر را از بالا مشاهده کنند.

نمای همه این بناها و دروازه ها با سنگ های آهکی سفید و سفید مایل به زرد که از مشخصه های نمای عمارت های شهر بوردو است پوشیده شده است. محل اقامت ما در خیابان Buhan و در نزدیکی محله Saint-Pierre در مرکز شهر قرار داشت و در حال بازسازی ساختمان با همین نوع مصالح سنگی شیری رنگ بود. بیشتر بناهای تاریخی در شهر بوردو از سنگ آهک ساخته شدهاند. این نوع مصالح ساختمانی با رنگ سفید مشخصی که دارد به سنگ بوردو معروف است و در قرن های 18 و 19 در معماری بوردو مورد استفاده بوده است. در مقایسه به سنگ های گرانیتی هم رنگ این سنگ های آهکی که از معادن متعدد اطراف شهر تامین می گردد با قیمت نسبتا ارزان به شهر ظاهری زیبا، محکم و قابل توجه بخشید که هنوز هم در بازسازی ساختمان های مرکز شهر استفاده دارد.
در مقام مقایسه رنگ بناهای شهر بوردو را میشود با نمای صورتی رنگ ساختمان ها در شهر تولوز در فاصله 250 کیلومتری مقایسه کرد. هر دو شهر در کنار یک رودخانه به نام گارون قرار دارند اما از آنجایی که تولوز هیچ معدن سنگی در فاصله حمل و نقل آسان ندارد، حتی بناهای تاریخی آن معمولاً از آجرهای صورتی صاف ساخته شدهاند که به آن شهر ظاهری عجیب و غریب و متمایز بخشیده است.
معماری نئوکلاسیک: عمارتهای مجلل و آینه آبی
امشب بعد از استراحتی مختصر برای صرف شام مجدد از منزل خارج شدیم و از عمارت واقع در میدان سلطنتی بورس (Place de la Bourse) و آب آیینه مقابل آن دیدن کردیم. این آینه آبی (Miroir d’Eau)، حوضی وسیع به مساحت 3450 مترمربع ولی کم عمق شاید به ارتفاع چند سانتی متر است که در طول روز با آب پر شده و انعکاس آسمان و بازتاب آن در سطح آب آن را به یک سطح آیینه ای وسیع تبدیل میکند که با تصویر چشمگیر از کاخ مجاور خیابان با نمای سنگی روشن و ساختمانهای دوقلوی متقارن حسی از نظم و شکوه سلطنتی را القا میکند. این استخر آینه ای که به عنوان بزرگترین آب آیینه جهان شهرت دارد، از جاذبه های اصلی بوردو به ویژه در زمان غروب آفتاب به شمار میاد. البته در آن عصرگاه ابری که باد سطح آب را مواج میکرد خاصیت آینه ای آن چندان مشخص نبود.
بعد از تماشای کاخ بورس و عبور مجدد از دروازه کایو در شب در مرکز شهر شام را در یک رستوران لبنانی به همراه همسفرانم خوردم و در حالی که نیمه شب از راه میرسید در روشنایی خیابان پر رفت آمد سنت کاترین (Rue Sainte-Catherine) که مسیر اصلی شمال-جنوبی مرکز شهر و در امتداد راه باستانی رومی شهر قرار داشت به خانه برگشتم و باقی شب را برای سیاحت فردا استراحت کردم.
روز دوم:
سه شنبه 23 سپتامبر 2025
موزه شراب بوردو
امروز صبح از قرار معلوم هوای قدری ابری و بارانی خواهد بود و از همین رو من برای استفاده از فرصت کافی که در طول روز داشتم برای صبح به مقصد موزه شراب بوردو (Cité du Vin) که در کنار رود با یک ساختمان شاخص قرار دارد حرکت کردم. بلیط موزه را روز قبل به مبلغ 22 یورو گرفتم که شامل بازدید از نمایشگاه دائمی موزه و صرف یک نوشیدنی به انتخاب خود در تراس طبقه بالا موزه می شد.
برای دستری به موزه استفاده از تراموا که تنها وسیله حمل و نقل عمومی شهر بوردو بحساب میاید بسیار راحت بود. خاک ماسه ای شهر بوردو مناسب حفاری و کندن گودهای عمیق برای احداث مترو نیست و به همین دلیل در اینجا به ندرت ساختمان های مرتفع با پی های عمیق میتوان یافت. اما از طرفی این خاک ماسه عرصه مناسبی را برای کشت انگور و پرورش تاکستان ها وسیع فراهم کرده است. و از همین روست که انگور و محصول جانبی آن در بوردو شاخص و شهرت جهانی دارد. در کنار کشت و پرورش انگور، تولید و تجارت اقسام شراب های سفید و قرمز به سایر کشور ها خصوصا سرزمین های غربی از جمله جزیره بریتانیا و قاره آمریکا بندر بوردو را به قطب اصلی تجارت و صادرات این محصول حساس تبدیل کرده بود. که امروزه صنعت شراب آن در سطح دنیا حرفی برای گفتن دارد.
بنای موزه نمونه یک معماری مدرن است که شکل منحنی و دایرهای آن، الهام گرفته از چرخش شراب در یک گیلاس بزرگ است و روح شراب و مایع را تداعی میکند. فرم منحنی پایین ساختمان به شکلی نمادین فرم مارپیچ یک پیچک مو (تاک) یا امواج رود گارون را یادآور میشود در حالیکه که بازتاب طلایی رنگ نما درخشش و سفیدی سنگ های بوردو و بازتاب های رودخانه را منعکس میکند.
داخل آن با دکوراسیون مدرن و المان های تعاملی بازدیدکنندگان را با تاریخچه و مراحل تولید شراب آشنا میکرد. این موزه چیزی فراتر از یک نمایشگاه معمولی است که با برگزاری کارگاه ها و رویداد های متعدد در آن شراب به عنوان یک میراث فرهنگی، تمدنی و جهانی ارائه میشود و بازدید از موزه به یک تجربه حسی و فرهنگی تبدیل میشود. بخشی از موزه به ویژگی اصلی موثر در رایحه و ذائقه اقسام شراب اختصاص داشت. با وجود اینکه ما حافظه مشترکی نسبت به بوهای و مزه ها داریم مثل عطر گل، یا ادویه یا بوی چوب و کاغذ ولی این رایحه ها در ترکیب با هم در هر فرد احساس عطر و رایحه منحصر بفردی را ایجاد میکند. و بوی ها هم مانند اجسام حالاتی مثل نرمی، تندی، گرمی و سردی را در ما ایجاد میکند که با ذائقه هر فرد ارتباط دارد. در بخش آخر بازدید از موزه هم ما را به یک نوشیدنی الکلی یا غیر الکلی در طبقه آخر موزه که نمایی پاناروما از شهر را ارائه میکرد مهمان کردند و از موزه حدود ساعت 13 خارج شدم.
اکو سیستم داروین
در کنار موزه یک اسکله مسافری برای قایق هایی بود که از دیگر وسایل حمل و نقل شهری در طول رودخانه بحساب میاد. چون بلیط حمل و نقل عمومی که داشتم برای استفاده از این قایق ها هم اعتبار داشت بدون آنکه بدانم مقصد آن کجاست سواری قایقی شدم که در حال حرکت از ایستگاه بود. کمی بعدتر دیدم آن سوی رود در ایستگاه آخر در کرانه شرقی (سمت راست) رود که خارج از مرز قدیمی شهر و نسبتا تازه ساز بحساب میاید توقف کرد. این سمت رود گارون علاوه بر سیستم حمل و نقل آبی توسط 4 پل به کرانه غربی و مرکز قدیمی شهر متصل میشود. هر کدام از این پل ها به سال متفاوتی ساخته و تاریخچه خاص خودش را دارد.
این سمت از رودخانه کمتر مکان های شاخص تاریخی دارد چراکه تاریخ توسعه آن به عنوان بخش مسکونی از شهر بورود به حدود 60 سال پیش باز میگردد زمانی که بندر بورود همچنان فعال بوده و در این کرانه رود بیشتر انبارهای مواد غذایی و سوله های نگهداری کالا قرار گرفته بود. امروز بسیاری ازین سوله ها دیگر کاربرد تجاری ندارند. بجای آن در بخشی از این منطقه مرکزی را بازسازی کردند که به محله داروین (Darwin Eco-système) شهرت دارد.
این محله که در گذشته محوطه یک پادگان قدیمی بوده است از سال 2009 به تدریج به یک فضای کار اشتراکی (Co-working) با کاربری چندگانه تبدیل شده است. این فضای نوآورانه و متفاوت در قالب یک اکوسیستم شهری پایدار جایی است که شرکت های نوآور، انجمن ها و تشکل های فرهنگی در مجاورت فضاهای ورزشی و فرهنگی از جمله رستوران، فروشگاه و سالن های اجتماع در کنار هم فعالیت میکند. دیدن این بخش از شهر به عنوان نمونه ای از تغییر کاربری یک فضای شهری مرده با الگوهای توسعه شهری پایدار برای من جالب بود. دیوارها و ساختمان های قدیمی بجای تخریب و بازسازی کامل با گرافیتی و آثار هنرمندان خیابانی تزئین شده بود. حال و هوای جوان و پویا با محوطه ای برای اسکیت و ورزش های شهری تکمیل میشد. داروین نمونهای از بازآفرینی شهری است که یک پادگان متروکه را به مکانی زنده، خلاق و سازگار با محیطزیست تبدیل کرده. برای من قدمزدن در کوچهها و سالنهای رنگارنگ داروین تجربهای متفاوت از معماری و توسعه شهری مدرن بوردو به شمار می رفت.
| ![]() |
بعد از عبور از گذری در محله داروین خودم را به ایستگاهی در مسیر تراموای خط A رساندم که از روی پل تاریخی سنگی (Pont de Pierre) که قدیمی ترین پل روی رودخانه گارون هست عبور میکرد و تا فرودگاه شهر بوردو ادامه مسیر میداد. در میان راه در مجاور کلیسای جامع بوردو پیاده شدم.
شکوه گوتیک: کاتدرال و برج پِی بِرلاند
قلب معنوی و تاریخی هر شهری کلیسای جامع آن است. کاتدرال سَنت آندره (Cathédrale Saint-André) که کلیسای جامعه اسقف نشین بوردو و محل استقرار اسقف است با معماری گوتیک، سالها محل ازدواج خاندان سلطنتی فرانسه بوده است. این بنای عظیم با جزئیات پیکرتراشیهای ورودی آن در محوطه میدان پی برلند (Pey Berland) قرار گرفته است. داخل کلیسا طاق مرتفع و پنجره هایی با طرح های قدیسین و داستان های انجیل که شیشه گری آن نسبتا جدید (قرن 19) انجام شده است مشخصه اصلی کلیسای کاتولیک است. نکته جالب توجه، جدا بودن برج ناقوس کاتدرال (Tour Pey Berland) از خود ساختمان اصلی است. اگر حوصله داشتیم میتوانستیم از پله های این برج قرن پانزدهمی بالا برویم تا نمای کاملی از شهر و رودخانه گارون را مشاهده کنیم.
میدان کَنکُنس یادگاری از انقلاب کبیر فرانسه
برعکس پاریس که در هر گوشه و کناری یادبود و نمادهایی گردشگران را به قلب تاریخ انقلاب فرانسه می برد در بوردو این یادگاری محدود به یکی و دو نمونه بیشتر نیست.
از کلیسای جامعه به سمت شمال در امتداد خیابان Rue Sainte-Catherine که یکی از طولانی ترین خیابان های پیاده رو اروپاست که هیچ خودرویی در آن تردد نمیکند با عبور از محله های شلوغ و زنده مرکز شهر که غذاخوری ها و بارهای (wine bar) متعدد در آن پیدا میشود به میدان کَنکُنس (Quinconces) میرسیم. محوطه میدان Place des Quinconces بزرگترین و وسیعترین میدانگاهی در اروپاست که در حد فاصل محله Saint-Pierre و Les Chartrons در قلب بوردو قرار گرفته است. این میدان در اوایل قرن نوزدهم ساخته شد (۱۸۱۸–۱۸۲۸) و هدف اصلی آن ایجاد فضایی باز برای جشنها، نمایشها و گردهماییهای عمومی بود و امروزه هم این میدان محلی برای برگزاری جشنوارهها، کنسرتها و نمایشگاههای بزرگ است.
در بخش غربی میدان، بنای یادبود ژیروندنها (Monument aux Girondins) قرار دارد که بین سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۲ به یاد نمایندگان طرفدار جمهوری در دوران انقلاب فرانسه که در دوران حکومت وحشت در سال های بعد از پیروزی انقلاب فرانسه اعدام شدند ساخته شده است. بنایی که شامل یک ستون ۴۳ متری در مرکز که بر فراز آن مجسمهای از آزادی در حال شکستن زنجیرها قرار گرفته است.
در پایین ستون، دو فواره بزرگ با مجسمههای برنزی اسبهای نیمهماهی (Hippocamps) دیده میشود که در حال خیزش از داخل آبی هستند که نمایانگر رود گارون هست که برای هویت شهری بندری مثل بوردو نقش محوری دارد. از بینی های این اسبان آب فواره به بیرون پاشیده میشود که به این تمثیل جان و حیات طبیعی بخشیده است. در اطراف این اسبان، پریان دریایی (Nereids) مظهر فراوانی و باروری و سایر موجودات دریایی اسطوره ای انسان نما (Tritons) قرار دارند که ندای آزادی را در صدفهایی میدمند. این مجسمه ها نمادی از نیروهای سرکش و رام نشده طبیعت هستند که توسط قدرت جمهوری به پیروزی رسیده تحت کنترل درآمده است. پاشیدن آب از دهان و بینی این اسبان هم فراوانی عناصر زندگی و نیروی پویای آزادی را برجسته کرده است. حس و حال این مکان با شکوه و عظمتش، ما را به قلب تاریخ انقلاب فرانسه برد، در حالی که صدای آب فوارهها و حضور همیشگی مردم حال و هوای زنده و پویایی در اطراف این میدان وسیع بوجود آورده بود.
بعد از پایان بازدیدمان از مکان های تاریخی و جاذبه های شهری بوردو وقت آن بود تا کمی در کنار رود کاراملی رنگ گارون وقت بگذرانیم. در هوای بارانی و ابری خود را به اسکله ای رساندیم که قایق های کروز از آن در سفر دریایی کوتاهی در امتداد مسیر رود به سمت شمال حرکت میکردند. بلیط آن را به ازای هر نفر 15 یورو تهیه کردیم و سوار قایق شدیم. در طول مسیر 1.5 ساعته لیدر جوانی به دو زبان فرانسه و انگلیسی توضیحاتی درباره گذشته شهر و تاریخ آن ارائه میداد. قایق به نام باستانی و اولیه شهر بوردو یعنی بوردگالا (Burdigala) احتمالا به معنای "جایی نزدیک به آب" اسمگذاری شده بود.
او میگفت جامعه محلی برای رود گارون احترام زیادی قایل هستند و رنگ قهوهای گِلی رود بجای رنگ آبی روشن نکته منفی برایشان تلقی نمیشود برعکس این رنگ مظهری از روشنایی و درخشندگی آن هست و به آن لقب رود بلوند یا طلایی داده اند. رنگ رود به ویژگی های زمینشناسی و هیدرولیکی رودخانه بر میگردد. رنگ قهوهای یا کاراملی گارون ناشی از مقدار زیاد رسوبات و ذرات معلق است که رودخانه با خود حمل میکند، نه آلودگی. و با وجود رنگ کاراملی تیره این رود یکی از تمیزترین رودهای اروپا بحاسب میاید و حضور گونه های طبیعی آبزی از جمله دلفین ها و موجودات دریایی دیگر شاهدی بر این مدعاست.
نزدیکی به اقیانوس اطلس باعث میشود که جریانات جزر و مدی قوی اقیانوس تا دهها کیلومتر وارد رودخانه شود که به آن پدیده ماسکارِت (Mascaret) نیز میگویند. این جزر و مد، جریان آب را در روز تغییر جهت میدهد و بستر و رسوبات انباشتهشده در پایین رودخانه را به شدت به هم میزند و دوباره معلق میکند، که باعث میشود آب دائماً گِلآلود و تیره به نظر برسد. بنابراین، رنگ قهوهای رود گارون، امضایی طبیعی است که از دل کوههای پیرنه و جزر و مدهای قدرتمند اقیانوس اطلس نشأت میگیرد و در واقع نشاندهندهٔ ماهیت گِلآلود و رسوبی یک رودخانهٔ بزرگ و فعال در یک منطقهٔ بندری است.
با اتمام برنامه کروز برای صرف شام به یک غذاخوری مختص سرو خوراک اردک رفتیم (canard) و سعی کردیم تجربه جدید و اینبار دلچسبی از مزه گوشت نه چندان لذیذ اردک داشته باشیم که چندان موفقیت آمیز نبود. بعد از صرف شام به خانه برگشتیم و برای عزیمت فردا صبح با قطار و بازگشت به پاریس آماده شدیم.







































Comments