کراکوف، شهری که از دست نرفته است
- Pouya Travelogue

- Dec 14, 2025
- 13 min read
از لهستان سخن گفتن واقعا سخت است. انگار درست نمیدانی در مورد چه چیزی باید صحبت کنی. این حالت تعلیق و در میان افتادگی تقریبا در بیشتر کشورهای اروپای شرقی با سابقه کمونیستی احساس میشود. مخصوصا لهستان که در بین کشورهای اروپای شرقی و مرکزی بزرگترین اقتصاد را دارد و بعد از اوکراین پهناورترین کشور این منطقه به شمار می آید. اولین قانون اساسی دموکراتیک در اروپا در سال 1791 در آن به تصویب رسیده است و نظم و ترتیب خیابان ها و جاده هایش کمتر از آلمان نیست. از طرفی مشاهیری مثل ماری کوری -اولین زن برنده نوبل و تنهاکسی که دوبار این جایزه را دریافت کرد- را پرورش داده است. اما هنوز آنقدر پیشرفته و توسعه یافته نشده است که کارگرانش برای مشاغل فصلی به کشورهای اروپای غربی سفر نکنند. برای لهستانی ها داستان هجرت از کشور چیز آشنایی است. مهاجرانی که رفتند و ماندند و هرگز بازنگشتند. کارگران و مهاجرانی به آمریکای تازه استقلال یافته، رهبران تبعیدی به فرانسه، سربازان فراری از دولت کمونیستی به انگلستان و آوارگان لهستانی پناهنده در ایران. ملتی پراکنده در جهان در آرزوی بازگشت به میهن آزادشان. چیزی که فاصله تاریخی میان یک سرزمین به ارث رسیده از مردمان اسلاو -با زبان دشوارشان- را با مرزهای در هم گسیخته ی کشوری اشغال شده در طول دو جنگ جهانی را پر میکند، مجموعه است از سردگمی ها. برای لهستانی که بارهای تجزیه شده و استقلالش را برای بیش از یک قرن از دست داده است شاید هیچ مطلبی بهتر از سرود ملی شان نتواند سرگذشت کشوری زخمی از حوادث تاریخ را توصیف کند. آری لهستان هنوز از دست نرفته است.
روز اول: از مرز آلمان تا اردوگاه آشویتس
شنبه _ 19 آپریل 2025
تقریبا متوجه نشدیم که چی زمانی در امتداد شهر Görlitz از مرز شرقی آلمان عبور کردیم و وارد خاک لهستان شدیم. روکش آسفالتی جاده ها همچنان تمیز بود و خودروها با سرعت بالا مثل راننده های آلمانی در حرکت بودند. در ماه آپریل مزارع کلزا یکدست زردرنگ شده بود. با فاصله کمی از جاده جنگلهای سوزنی با کاج ها بلند در آرایش خیلی منظم قرار داشت گویی کسی آنها را کنار هم کاشته باشد. به مرور در چشم اندازمان از تعداد توربین های بادی کم میشد. اما محسوس ترین تغییر در ابتدای مسیر، اسم شهرهای لهستان بود که روی تابلوهای جاده نوشته شده بود. در نگاه اول حتی نمیتوانستیم حدس بزنیم که تلفظ این کلمات با ردیفی از حروف صامت الفبای لاتین که پشت سرهم بدون حروف مصوت چیده شده اند چه میتواند باشد. جنبه سرگرم کننده زبان لهستانی این است که این زبان کاملاً آوایی است و گاهی اوقات ترکیب صداها و معانی پشت نامها برای افراد غیرلهستانی کمی غیرعادی یا حتی طنزآمیز به نظر میرسد. مقصد اول سفرمان شهر اوشویمچین و برژینکا (Brzezinka , Oświęcim) بود. شهرهایی در جنوب غربی لهستان که به خاطر وجود اردوگاه کار اجباری آشویتس-بیرکناو (Auschwitz-Birkenau) شناخته میشوند. به ما گفته شده بود بازدید از بقایای اردوگاه آشویتس و نمایش جنایاتی که در آن طی جنگ جهانی دوم رخ داده است اگرچه که عبرت آموز است اما لذت بخش نیست. برای همین تلاش زیادی نکردیم تا بلیط های تور بازدید از کمپ و اردوگاه های اجباری را تهیه کنیم. چراکه در این وقت از سال که در تعطیلات عید پاک مسیحی قرار داریم مکان های توریستی به شدت شلوغ و بلیط ها از مدتها قبل فروخته شده است. با ادای احترام به تمام کسانی که در این مکان جان باختند یادی از همه مردمان رنج کشیده از استبداد و دشمنی کردیم؛ از بومیان کنگو، از اهالی غزه و از جوانان مظلوم ایران. هواگرم بود و به تماشا از محوطه ارودگاه اکتفا کردیم و به سمت هتلمان در شهر کراکوف حرکت کردیم.
هتلمان در حاشیه جنوب غربی شهر کراکوف (Kraków) قرارداشت. ساختمانی تازه ساز که هنوز روی عکسهای هوایی گوگل نمایش داده نمیشد. و به علت نزدیکی آن به دریاچه زاکشوویک (Zakrzówek) انتخابش کرده بودم. بعد از تحویل گرفتن اتاق برای خوردن شام به یکی محله های شلوغ و شب زنده دار شهر رفتیم. محله قدیمی یهودیان به نام کاژیمیرز (Kazimierz) که اکنون مجموعهای از گالریهای هنری، فروشگاههای اگزوتیک، و بوتیک های کلاسیک، ترکیبی از فضاهای کهنه و شیک را با هم ادغام کرده. در اینجا بارهایی را پیدا کردیم که از بازسازی انباری های کهنه با سقف گنبدی به محلی که تا پاسی از شب مملو از جوانان و دانشجویان است، ایجاد شده است. این بافت منحصر بفرد و میدان مرکزی اوکراگلاک (Okrąglak) که پر از غذافروشی های خیابانی است آن را به محله ای نوستالژیک و خلاق تبدیل کرده است. شام مان را که نوعی ساندویچ روباز محلی به نام زاپیکانکا (Zapiekanka) بود با ترکیب دلخواه انواع گوشت یا سبزیجات به همراه پنیر و سس از یکی از همین استریت فودها گرفتیم. من هالیپنو سفارش دادم که واقعا تند و آتشین بود و با نوشابه حسابی چسبید.
روز دوم: کراکوف و عید پاک
یکشنبه _ 20 آپریل 2025
بعد از خوردن صبحانه در هتل برای رفتن به مرکز شهر کراکوف از حمل و نقل عمومی استفاده کردیم و با تراموا به نزدیک مرکز شهر رفتیم. کراکوف پس از ورشو دومین شهر بزرگ در لهستان با جمعیت حدود 800 هزار نفر است و یکی از مهمترین شهرهای فرهنگی اروپای مرکزی بهشمار میآید. کراکوف تا سال 1596 پایتخت این کشور بود. با تاسیس فدراسیون مشترکالمنافع لهستان–لیتوانی و انتقال تدریجی پایتخت به ورشو این شهر همچنان یکی از اصلی ترین مراکز علمی، فرهنگی و هنری و یکی از زیباترین شهرهای اروپا باقی ماند و به آن لقب «فلورانس لهستان» نیز داده شدهاست. در جریان جنگ جهانی دوم بسیاری از شهرهای لهستان آسیبهای فراوانی دیدند اما کراکوف از ویرانی در این جنگ تاحدی در امان ماند. چراکه محدوده ای از غرب لهستان طی پیمان محرمانهٔ عدم تجاوز در 23 آگوست 1939 بین هیتلر (آلمان) و استالین (شوروی) تقسیم شده بود. با آغاز جنگ در 1 سپتامبر 1939 این منطقه به دست آلمان اشغال شد و اگرچه در طول جنگ، کراکوف توسط مقامات دولت عمومی مناطق اشغالی لهستان (General Government) غارت شد، اما تا پایان جنگ جهانی دوم بیشتر میراث تاریخی و معماری شهر نسبتاً سالم ماند.

منطقه تاریخی مرکزی شهر کراکوف را زنجیره ای از پارک ها و فضای سبز به طول 4 کیلومتر احاطه کرده است. این رینگ سبز به نام Planty که بافت تاریخی را از سایر شهر جدا کرده است به نظر میاید در محل خندق شهر و دیواره های محدوده شهر قدیمی قرار گرفته است. هنوز در ضلع شمالی استحکامات دفاعی (barbican) در مقابل برج فلوریان و دروازه وروردی به شهر (St. Florian's Gate) از سده 14 و 15 میلادی به جا مانده است. با ورود به میدان اصلی شهر (Rynek Główny) که یکی بزرگترین پلازاهای قرون وسطا در اروپا است اولین بنایی که جلب توجه کرد کلیسای سنت مری (St. Mary's Basilica) بود. جامعه مذهبی لهستان بیشتر از اروپای غربی هست و امروز یکشنبه و در روز عید پاک که یکی از اصلی ترین عیدهای مسیحی است کلیسا پر از جمعیت بود که در حال اجرای مراسم خاص این روز بودند. به همین دلیل ورود به کلیسا آزاد و بدون فروش بلیط بود ولی امکان رفتن داخل شبستان و بازدید از محراب چوبی معروف آن وجود نداشت اما تزئینات دیوارها و سقف داخل کلیسا چشمگیر بود و در آن رنگ آبی لاجوردی استفاده شده بود که در برخی دیگر از مکانها از جمله کلیسای سنت-شپل پاریس دیده میشود.
از راست به چپ: مسجد شاه اصفهان / کلیسای سنت-شپل پاریس / کلیسای سنت مری شهر کراکوف لهستان
در مرکز میدان اصلی شهر (Main Market Square) بنایی از دوران رنسانس متشکل از هجره ها و اتاقک های فروش سوغاتی و صنایع دستی قرار دارد که به تالار پارچه (Sukiennice) معروف است. البته امروز به مناسبت عید پاک تعطیل بود و هجره های آن بسته بود اما در محوطه باز پلازا میشد غرفه های فروش سوغاتی و لوازم چوبی حکاکی شده که از سوغاتی های اصلی این شهر است را تماشا کرد.

بعد از گشت با عبور از برج ساعت راهمان را به سمت غرب ادامه دادیم تا به دانشگاه (Jagiellonian University) رسیدیم. این دانشگاه قدیمی ترین دانشگاه لهستان تاسیس شده در 1364 میلادی و از جمله مشاهیری که در آن تحصیل کردند نیکلاس کوپرنیک است؛ کشیش و اخترشناس لهستانی که در نیمه اول قرن 16 با نظریه خود سیستم خورشید مرکزی منظومه شمسی را تئوریزه کرد. درست زمانی که ما به حیاط داخلی دانشگاه که با حجره هایی در دوطبقه احاطه شده بود وارد شدیم جمعیت زیادی در محوطه جمع شده بودند و منتظر ساعت 11 بودند. بی آنکه خبر داشته باشیم قرار است چه اتفاقی بیفتد چند دقیقه را صبر کردیم و با رسیدن ساعت 11 ساعت قدیمی و موزیکال دانشگاه که در ایوان مشرف به حیاط قرار داشت شروع به نواختن کرد. در طی مدت زنگ زدن ساعت مجسمه های مشاهیر دانشگاه از داخل ساعت خارج و با ریتم آهنگ بعد از عبور از مقابل ساعت به داخل آن برمیگشتند. این ساعت موزیکال و نمایش کوتاه آدمک های آن ما را یاد ساعت شهر خورشیدی شهر پراگ انداخت که در قرن 15 همپای شهر کراکوف مرکز علوم و فرهنگ اروپای مرکزی به حساب می آمده است. بعد از آن سری به کلیسای سن آن (Church of St. Anne) در مقابل دانشگاه زدیم که نسبتا جدیدتر (در سال ۱۷۰۳ در سبک باروک) تکمیل شده، و برعکس کلیساهای گوتیک با مجسمههای مرمری فرشته ها، و نقش برجستهها طلاکاری شده در سقف ما را یاد کلیساهای رومی انداخت.
از اینجا با تراموا تا دروازه شمالی ادامه مسیر دادیم. اینجا همانجایی است که باربیکن و بقاهای دیوار دفاعی شهر قرار دارد. باربیکن سازه ای دفاعی و مستحکم است که خارج از دیوار دفاعی و معمولاً در مقابل دروازه اصلی قلعه یا شهر جهت دفاع از دروازه بنا میکردند. این باربیکن به همراه دروازه و دیواره دفاعی و سه برج باقی مانده که یکی از بهترین نمونه های معماری دفاعی گوتیک است در پایان سده 15 ساخته شده و توسط یک خندق احاطه شده که امروز به رینگ سبزی پیرامون منطقه تاریخی شهر تبدیل شده است. با عبور از دروازه شمالی از خیابانی که در قرون وسطی احتمالا خیابان اصلی و مسیر سلطنتی شهر بوده به سمت محوطه میدان اصلی سراریز شدیم. در طول خیابان Floriansaka سوغاتی فروشی ها و رستوران ها و شیرینی فروشی های متعددی قرارداشت و درشکه هایی که توریست ها را در طول این خیابان و خیابان موازی با آن به سمت میدان اصلی جابه جا میکردند. برای بازدید از قلعه واول (Wawel Royal Castle) باز هم باید پیاده به سمت جنوب رینگ ادامه مسیر میدادیم. در میان راه همچنان به کلیساهای متعدد برمیخوردیم که برای اجرای مراسم عید پاک مملو از جمعیت بودند.
عید پاک (Easter) یکی از عیدهای مسیحیان در یکی از روزهای یکشنبه ماه مارچ یا آپریل است. اعتقاد بر این است که در این روز عیسی پس از به صلیب کشیده شدن و سه روز بعد از دفن بدنش، بطور معجره آسایی دوباره برخاست و به زندگی بازگشت.
زمان این عید، برخلاف سایر اعیاد و مراسمات مذهبی در تقویم مسیحی، ثابت نیست و هر سال بین ۲۲ مارس (۲ فروردین) تا ۲۵ آوریل (۵ اردیبهشت) منطبق با اولین یکشنبه بعد از ماه کامل پس از اعتدال بهاری تغییر میکند.
برای مسیحیان عید پاک با رستاخیز مسیح (Resurrection of Jesus) پیوند خورده است. طبق انجیل عهد جدید، عیسی مسیح دو روز پیش از روز فصح یعنی روز جمعه نیک (Good Friday) پس از دستگیری توسط سربازان رومی و تحمل مصائب و سختیها بر فراز تپه گلکتا در اورشلیم به صلیب کشیده شد. و در روز سوم، در یکشنبهای که ماه به حالت قرص تمام بود، از قبر برخاست، چهل روز در زمین زندگی کرد و بعد به آسمان رفت. به این مناسبت جمعه نیک روز سوگواری است پیروان کلیسا در این روز معمولاً از خوردن گوشت پرهیز میکنند. اگرچه اسم آن Good Friday است خوبی آن جنبه تقدس و پاکی دارد. پس بهتر است آن را جمعه پاک ترجمه کنیم.
روز شنبه را که روز خاکسپاری مسیح است، اهل کلیسا به عبادت و تأمل و خویشتنداری برگزار میکنند. مسیحیان در روز شنبه مقدس معمولاً به خانهتکانی، خرید، آشپزی و تدارک بساط روز عید پاک مشغول هستند. مطابق روایت، در سومین روز پس از تصلیب، یاران و نزدیکان مسیح سپیدهدم به مدفن او رفتند تا جسد را تدفین کنند، اما عیسی را نیافتند و دانستند که به سوی خداوند رفته است. مسیحیان نخستین، که در جامعهای یهودی میزیستند، جشن رستاخیز پیشوای خود را همزمان با مراسم عید فصح برپا میکردند. در سال ۳۲۵ و پس از آن که مسیحیت توسط دولت روم دین رسمی شناخته شد، پدران کلیسا، عید پاک را از عید فصح یهود جدا کردند، و آن را با روایات مسیحی هماهنگ ساختند. در این روز مؤمنان برای نماز و عبادت به کلیسا میروند و به همراه دیگران سرودها و اوراد دینی میخوانند.
روزهای یکشنبه و دوشنبه عید پاک در همه خانهها جشن برگزار میشود، که با شادمانی، بزم و میگساری همراه است. از مهمترین غذاهای عید پاک گوشت بره است و در بسیاری از کشورها وعدهٔ اصلی غذای یکشنبه عید پاک را تشکیل میدهد که اشاره به بره خدا دارد.
در لهستان هم در روز عید پاک مردم سبدی تزئین شده از غذاها را به کلیسا می برند تا کشیش آن را تقدیس کند. این آیین در لهستانی شوینتسونکا (Święconka) به معنی چیزهای متبرک شده نام برده میشود. در داخل سبد که با پارچه ای سفید و گلدوزی شده تزئین شده است تخم مرغ های رنگی مخصوص عید پاک را به همراه نان و گوشت – به شکل سوسیس و یا ژامبون_ به همراه پنیر، نمک، کیک یا شیرینی قرار میدهند. تقریبا دست هر گروهی از مردم که با لباس های رسمی گلدوزی شده راهی کلیسا هستند این سبدهای تزئین شده را میتوانستیم ببینیم. سبدها جلوی محراب گذاشته میشوند و کشیش با آب مقدس آن ها را متبرک میکند. بعد از این مراسم این خوراکی ها برای صبحانه روز عید پاک استفاده میشود.
قلعه سلطنتی در چشم انداز رودخانه وستولا
با رسیدن به جنوب رینگ سبز محدوده مرکزی شهر، قلعه واول (Wawel Castle) بر روی تپه ای به همین نام خود نمایی میکند. برای ورود به قلعه سربالایی خیابان را در هوای گرم و آفتابی طی میکنیم و پیش از ورود به محوطه داخلی قلعه که با دیوارهای دژ احاطه شده است، با نمایی از رود ویستولا (Vistula) عکس میگیریم. این رود با بیش از 1000 کیلومتر طولانیترین رودی است که به دریای بالتیک میریزد و در امتداد جنوب به شمال لهستان کشیده شده و مهمترین رود این کشور به حساب می آید. در امتداد مسیر رود در پشت سرمان چرخ و فلک چشم کراکوف با الهام از لندن دیده میشود.

با عبور از دژ به محوطه وسیع داخلی قلعه وارد میشویم که با مجموعه ای از ساختمانهای متعدد با اهمیت تاریخی و ملی احاطه شده است، یکی از این بناهای مهم کلیسای جامع واول است که پادشاهان لهستانی در آن تاجگذاری و دفن میشدند. تاریخچه کاتدرال یا کلیسای جامع اصلی به همان آغاز تاسیس پادشاهی لهستان در 966 بر میگردد. زمانیکه یکی از حکام لهستانی از خاندان پیاست با گرویدن به مسیحیت روند تاسیس پادشاهی لهستان را تحت نظارت کلیسای کاتولیک (پاپ ژان نوزدهم) و امپراتوری روم مقدس در دوره اتو سوم (Otto III) آغاز گردید و نهایتا در سال 1025 بولسلاو (Bolesław) اولین پادشاه لهستان تاجگذاری کرد. کلیسای جامع اصلی به دنبال تاسیس اسقف نشین کراکوف در حدود سال 1000 میلادی ساخته شد. اما اکنون تنها بخش های کوچکی از کلیسای جامع اصلی باقی مانده است که با وجود تحقیقات باستان شناسی گسترده بازسازی نمای بیرونی آن غیرممکن بوده است.
پادشاهی لهستان در سال ۱۵۶۹ با تاسیس فدراسیون مشترکالمنافع لهستان-لیتوانی به یکی از قدرتهای بزرگ اروپا در میان سده 14 تا 16 با سلطنت انتخابی و یک نظام سیاسی منحصر به فرد لیبرال تبدیل شد. از این دوره به عنوان دوران طلایی لهستان نام برده میشود.
در کنار کاتدرال، این قلعه و بناهای مجاور آن از نظر تاریخی و فرهنگی مهمترین مکان در لهستان را تشکیل میدهد. اقامتگاهی مستحکم که در میان این دژ تاریخی در مجاور رودخانه ویستولا به دستور شاه کازیمیر سوم کبیر در سده 14 ساخته شده است، برای قرن ها محل اقامت پادشاهان لهستان بوده است. پادشاهی لهستان در سال ۱۵۶۹ با تاسیس فدراسیون مشترکالمنافع لهستان-لیتوانی پیوند دیرینه خود را با لیتوانی تثبیت کرد. این مشترکالمنافع به یکی از قدرتهای بزرگ اروپا در میان سده 14 تا 16 با سلطنت انتخابی و یک نظام سیاسی منحصر به فرد لیبرال تبدیل شد. از این دوره به عنوان دوران طلایی لهستان نام برده میشود. این کشور اولین قانون اساسی مدرن اروپا را در سال ۱۷۹۱ تصویب کرد. اما زمانی نپایید که در تجزیه سوم لهستان در سال 1795 پادشاهی لهستان-لیتوانی بطور کامل بین پادشاهی پروس، اتریش و روسیه تقسیم شد و برای بیش از یک قرن از نقشه جهان ناپدید شد. تا نهایتا بعد از جنگ جهانی اول در سال 1918 و شکست نیروهای مرکز از طریق پیمان ورسای کشور لهستان بعد از 120 سال مجددا احیا گردید.
ساختمان های قلعه واول امروزه به محلی برای نمایش و نگهداری مجموعه ای از نقاشی های و آثار هنری اختصاص دارد و موزه مشرق زمین آن بخاطر منسوجات و چادرهای امپراطوران عثمانی شهرت دارد.
اژدهای شهر کراکوف
از گذشته های دور تاریخ قلعه واول با افسانه ای محبوب و ماندگار لهستانی پیوند خورده است. اژدهای تپه واول (Smok Wawelski) یک دیو افسانه ای بوده است که به مردم محلی حمله میکرده و گوسفندان آنان را خورده و زنانشان را می ربوده است. و نهایتا توسط شاهزاده ای افسانه ای به نام Krakus کشته می شود و این شاهزاده کاخ خود را بر فراز لانه اژدها (Smocza Jama) ساخته و از آنجاست که شهر کراکوف را تاسیس میکند. این اژدها به نمادی برای شهر کراکوف تبدیل شده است و امروزه، در دامنههای پایینتر تپه واول، جایی که در کنار رودخانه، در مقابل یکی از غارهای آهکی که اسموکزا جاما (لانه اژدها) نامیده شده است مجسمه فلزی مدرنی از اژدها با نفس آتشین برای گرامی داشتن این افسانه قرار دارد.

ناهار در محله یهودیان
بعد از بازدید از قلعه مجددا به محله کاژیمیرز رفتیم. در امتداد خیابان Szeroka کنیسههای متعددی قراردارد از جمله کنیسه رموح (Remuh Synagogue) که قدمت آن به قرن شانزدهم میلادی میرسد و یکی از قدیمیترین کنیسههای شهر است. در رستوران Awiw در مقابل این کنیسه با غذاهای یهودی متنوع از خودمان پذیرایی کردیم. ساختمان این رستوران محل تولد خانم هلنا رابیشتین (Helena Rubinstein) کارآفرین لهستانی-آمریکایی لوازم آرایشی و بنیانگذار برند HR بود که او را به یکی از ثروتمندترین زنان جهان در نیمه دوم قرن 20 تبدیل کرد. برای ناهار ترکیب چند پیش غذا و غذای اصلی سفارش دادیم که برای 4 نفرمان بسیار زیاد بود. از جمله سالاد اسرائیلی با مرغ، خورش شکاری و سایر غذاهای سنتی لهستان که جمعا حدود 500 زلوتی معادل 120 یورو هزینه برداشت.
![]() | ![]() | ![]() | ![]() | ![]() |
کتلت گوشت گوساله Kotlet Cielęcy | سوپ اورشلیم Jerozolimska | سالاد اسرائیلی Sałatka Izraelska | خورش شکاری Bigos myśliwski | دلمه گوشت Pierogi z mięsem |
بعد از خوردن ناهار ساعت 16 به سمت هتلمان رفتیم. استراحتی کردیم و عصر قبل از غروب برای پیاده روی در اطراف هتلمان به سمت دریاچه زاکشوویک رفتیم. هوای ابتدای بهار برای آب تنی کردن قدری سرد بود ولی همچنان چند نفری در آب بودند. تصمیم گرفتیم برای فردا صبح با وسایلمان بیاییم و قبل از عزیمت از هتل تنی به آب بزنیم. به هتل برگشتیم و باقی شب را در لابی هتل ورق بازی کردیم و برای شام به همان اغذیه فروشی های کنار خیابان محله یهودیان برگشتیم و اینبار ساندویچ های دیگری را امتحان کردیم.
روز سوم: معدن نمک
دوشنبه _ 21 آپریل 2025
صبح بعد از صبحانه و تحویل اتاق حوالی ساعت 10:30 به دریاچه برگشتیم. هوا آفتابی بود ولی آب همچنان سرد بود و بدنمان را سرخ و بی حس میکرد. سرشار از خنکای آب شدیم بعد از آبتنی مختصری خود را در مسیر انداختیم برای بازدید از معدن نمک ویلیچکا (Wieliczka Salt Mine)، یکی از اصلی ترین جاذبه های گردشگری این منطقه که از قبل بلیط آن را به قیمت 120 زلوتی (معادل حدود 30 یورو برای هر نفر) تهیه کرده بودیم. معدن نمک ویلیچکا از سده 13 میلادی تا سال 1996 محلی برای تولید نمک بوده است و یکی از کهنترین معادن نمک فعال در تاریخ است که عمق برخی گالری های آن به 330 متر زیر سطح زمین میرسد. مجموع طولی گالری های آن طی حدود 7 قرن بهره برداری بالغ بر 250 کیلومتر میرسد که تنها 3.5 کیلومتر آن -کمتر از 2 درصد- امروزه مورد بازدید عموم قرار میگیرد. برای رسیدن به عمق 64 متری زمین و آغاز بازدید لازم بود از حدود 380 پله پایین بیاییم. در طول حدود 2.5 ساعت بازدیدمان از گالری های مختلفی که محل اجرای کنسرت و نیز یک کلیسای نمکی (st kinga chapel) با المان های و اجزایی که همگی از سنگ نمک ساخته و پرداخته شده بودند دیدن کردیم. کلیسا و سالن برگزاری مجالس و عروسی ها همچنان مورد استفاده قرار میگیرد. در جایی از این معدن شهری زیر زمینی قرار داشت که اسطبلی برای نگهداری اسبها در خود جای داده بود و این حیوانات زبان بسته را در طول سالها از این معدن خارج نمیکردند.
تور مجازی بازدید از چپل سن کینگا
بعد از بازدید از معدن نمک دیگر پا در مسیر گذاشتیم و به منزل اولمان بازگشتیم.
اتفاق مهم در این سفر:
بعد از برگشت از سفر در روز دوشنبه 21 آوریل 2025 پاپ فراسیس 88 ساله درست در صبح دوشنبه عید پاک درگذشت.
هزینه های سفر برای 4 نفر 2 شب اقامت در کراکوف
242 یورو | هتل |
123 یورو | بلیط معدن نمک |
224 یورو | بنزین، پارکینگ و عوارض جاده ای |
16 یورو | بلیط اتوبوس |
218 یورو | خوردنی و رستوران |
10 یورو | سوغاتی |
833 یورو (نفری حدود 210 یورو) | جمع کل |






















Comments