top of page

سفرنامه ونیز (بخش دوم)

Updated: Aug 8, 2025

نمایشگاه هنر، معماری و مد جهان

(بخش دوم سفرنامه میلان_ونیز)



روز اول _ حرکت از میلان به سمت ونیز

یکشنبه _ 29 سپتامبر 2024


صبح برای ساعت 9:35 بلیط گرفته بودیم برای قطار سریع السیر بین میلان به ونیز. خانه را ترک کردیم و با آنکه فکر میکردیم بلیط های سه روزه مان تا ظهر امروز کار مکنند اما استفاده از آنها فقط تا آخر روز سوم یعنی دیشب معتبر بوده و برای مسیر از خانه تا ایستگاه مرکزی میلان مجبور شدیم بلیط تک سفره به مبلغ 2.2 یورو بگیریم. یک ساعت به حرکت مانده به ایستگاه قطار مرکزی میلان رسیدیم که در دهه 30 میلادی به سبک رومی و بسیار با شکوه ساخته شده بود. از آن ایستگاه هایی که در نوع خود مثل کاخ با سنگ های گرانیتی پوشیده شده و سقف گنبندی ایستگاه به قاعت بلند بود.

قطار به موقع حرکت کرد و طول مسیر دو نوبت پذیرایی کردند. برای بلیطی که ما به قیمت 26 یورو خریده بودیم سطح راحتی مناسبی داشت. ساعت 12 به ایستگاه قطار ونیز رسیدیم. هوا آفتابی بود و در یک روز آخر هفته در مواجهه با ونیز آن را بسیار شلوغ یافتیم.


بلافصله بعد از خروج از ایستگاه قطار باید برای رسیدن به هتل محل اقامت مان سوار قایق میشدیم. سیستم حمل و نقل عمومی ونیز شامل مسیر هایی است که اتوبوس های دریایی آن را طی میکنند. ما مثل قبل یک بلیط 3 روزه نامحدود گرفته بودیم به مبلغ هر نفر 45 یورو. این تقریبا دو برابر میلان بود چراکه اتوبوس های دریایی ونیز نسبتا گران هستند و برای هر مسیر 9.5 یورو بلیط شان است. برای همین به صرفه است که در طول 3 روز یک بلیط نامحدود بگیریم تا خیالمان در ایستگاه های طول رودخانه راحت باشد.

 

برای تبدیل اشتراک خریداری شده به بلیط قابل استفاده باید از یکی از دستگاه اتومات کارت میگرفتیم که صف نسبتا زیادی داشت. بعد از آن با بلیط هامان سوار یکی از قایق های مسیر 5.1 شدیم که بعد از عبور از کانال canale scomenzera در ایستگاه Zattere از قایق پیاده شدیم و اتاقمان را خوشبختانه توانستیم حدود ساعت 13 تحویل بگیریم. بعد از کمی استراحت در هوای آفتابی از سمت نوار ساحلی جنوبی محل اسکانمان پیاده حرکت کردیم. در طول مسیر مجاور کانال Canale guidecca به باسیلیکای Basilica Santa Maria della Salute رسیدیم داخل آن کلیسا با گنبد دیدنی باروک که با طراحی هشت ضلعی منحصر به فردش مشابه پانتئونی مجسمه های سنگی و آثار هنری از تیتان نقاش ایتالیایی را در خود جای داده است. بعد برای ناهار به رستوران هتل Messner رفتیم و در حیاط پشتی هتل ناهار که دو نوع پاستا بود خوردیم. یکی از پاستاها حاوی تعداد زیادی صدف بود که با پوسته سخت آن سرو میشود و باید قبل از هرچیز دل آن ها را در بشقاب خالی کرد و پوسته ها را که خودشان حجم زیادی میشود کنار گذاشت.

بعد از ناهار که جمعا 56 یورو برایمان آب خورد. سوار بر قایق به سمت دیگر کانال رفتیم. در جزیره اصلی پیاده شدیم و از میان خیابان باریک و پل های روی آب گذشتیم. در هر گوشه ای کلیسایی سر برمیاورد و ما را با نمای مرمری رنگش غافلگیر میکرد. کلیسای Chiesa di Santa Maria del Giglio و  کلیسای Chiesa Parrocchiale di San Moisè. و دست آخر با ورودمان به محوطه مقابل کلیسای جامع سن مارکو کامل شد. داخل کلیسا نرفتیم و بازدید از آن را به فردا موکول کردیم. از آنجا که بلیط اپرا گرفته بودیم باید خودمان را به مرکز اپرای Teatro La Fenice می رساندیم. سالنی با حدود 1000 نفر گنجایش که به سبک قرن 18 بازسازی شده بود. با روشن شدن چراغ های دیواری، نمای طلایی تزئینات حس رمانتیکی که مناسب اجراهای باله و اپرا می باشد را به فضا می داد.

کنسرت آن شب که ارزان ترین بلیط های آن را برای ردیف های جلو و نزدیک به سن به قیمت 55 یورو انتخاب کرده بودیم یک کنسرت در سبک اپرای ثابت بود یعنی بجای بازیگران، گروه نوازدگان در سکو نمایش دیده می شدند و خوانندگان یک به یک در زمان اجرای خود به روی سن آمده بخش خود را میخوانند و می رفتند تا پرده دیگر. من از اپرا سر در نمی آورم. انگار مناسب سن من نیست. شاید کمی برای لذت بردن از آن جوان هستیم. من کنسرت فیلارمونیک را بیشتر ترجیح میدهم. خیلی خسته بودم و توی صندلی های نرم سالن فرورفتم و چندباری چرتم برد. خلاصه این نمایش بعد از قریب یک ساعت تمام شد. جدا از اجرا از دیدن سالن نمایش و بودن در این فضا لذت بردم. بعد از خروج از سالن اپرا مستقیم با قایق به ایستگاه Accademia رفتیم و در هتل محل اقامت مان شب را استراحت کردیم.


روز دوم _ جزیره لیدو، قصردوک و کلیسای سن مارکو

دوشنبه _ 30 سپتامبر 2024


برای صرف اولین صبحانه اقامتان در ونیز حدود ساعت 7:30 باهم رفتیم. ولی غذاخوری بخاطر روز نخست کنفرانس نسبتا شلوغ بود. بعد از صبحانه سروین برای سمینار رفت و من ساعت 8:30 از هتل خارج شدم. از آنجایی که روزهایی آتی هوا ابری و بارانی است امروز قصد رفتن به جزیره Lido کردم. با قایق از جزیره اصلی تا لیدو یک ربع فاصله است. جزیره لیدو باریکه ای ساحلی است که تالاب ونیز (Venetian Lagoon) را از دریای آدریاتیک (Adriatic Sea) را جدا میکند و برعکس دیگر جزیره اصلی ونیز در آن خودرو شخصی و اتوبوس هم وجود دارد. جزیره ای که اگرچه محل برگزاری جشنواره فیلم ونیز است و بخاطر ساحل آن در فصل تابستان جاذبه دارد. به نظرم مسکونی تر و در این فصل خالی تر از توریست ها می باشد.

با اتوبوس خود را از اسکه به نزدیک کاخ سینمای ونیز (Palazzo del Cinema) رساندم و از محلی جشنواره فیلم آنجا که در فرش قرمز میندازند و آرتیست های نامی عکس میگیرند گذشتم. پرنده پر نمیزد. مقابل کازینو ساحل دریاست. هوا کمی ابری بود و کم تر کسی در ساحل بود. با خود فکر کردم امروز شاید روز شناکردن نیست. در طول ساحل قدم زدم و به در دور دست توانستم دو نفر را در آب تشخیص بدهم. کمی که به مسیرم ادامه دادم یک زوج هم آماده میشدند که به آب بزنند. من هم فهمیدم میشود و با آنکه پلاژهای توریستی حاشیه ساحل از یک هفته قبل حدود 20 سپتامبر بسته شده بود و در تابلویی در پلاژ ماه آبی (Blue moon) نوشته شده بود شنا با مسئولیت خودتان است. وسوسه دریا اجازه نداد، لباس کندم و تن به آب سپردم. هوا هم یاری کرد و کمی آفتابی شد. دریای آرام، موج های خفیف و ساحل خلوت. فرصت مغتنمی شد و خوب شد که بومیانی را دیدم که فکر احمقانه بودن شنا در این زمان را از سرم بیرون کردند.

راست پایین: میوه فروش سیار ونیزی در قایق / چپ بالا: ساحل لیدو / چپ پایین: محل جشنواره فیلم ونیز


بعد از شنا و پوشیدن لباس هایم پیاده به اسکله برگشتم و لیدو را به مقصد جزیره اصلی ونیز ترک کردم. در ایستگاه Giardini در حاشیه پارک Giardini della Biennale پیاده شدم که اتفاقا محل اصلی نمایشگاه هنری ونیز معروف به دوسالانه ونیز (la biennale di venezia) است. این رویداد که از 20 آپریل امسال شروع شده است و تا 20 نوامبر ادامه دارد یکی از معتبرترین رویدادهای هنر معاصر در جهان است. که در سال 1895 تاسیس شد و هر دو سال یک بار در ونیز ایتالیا برگزار می شود. این رویداد شامل تعدادی نمایشگاه و رویدادهای هنری مختلف از جمله نمایشگاه بین المللی هنر، معماری، موسیقی، فیلم و تئاتر است که آثار هنرمندان سراسر جهان را به نمایش می گذارد. اتفاقا در میان اسامی کشورهای شرکت کننده به اسم ایران هم برخوردم که ظاهرا نمایشگاهی در مرکز شهر داشت. برای دیدن از نماشگاه باید بلیط تهیه شود که قیمت بلیط های کامل سه روزه 40 یورو بود. از آنجا که تنها بودم و برای شرکت در این اکسپوزیسیوم زمان و حوصله خودش را میطلبد. از رفتن به آن منصرف شدم. در ادامه مسیرم از بنای یادبود جوزپه گاریبالدی (Giuseppe Garibaldi Monument) ، قهرمان ملی ایتالیایی که در نبردهای زیادی برای تشکیل ایتالیای یکپارچه بر ضد اتریشی های در قرن 19 شرکت کرده بود، گذشتم. در همان جا خیابانی به همین نام گاریبالدی بود که مغازه های خواروبار فروشی و غذاخوری های ارزان قیمت آن حال و هوای بومی شهر ونیز را هم به شما نشان میداد. اینجا یک میوه فروشی دیدم که مغازه اش را در یک قایق دایر کرده بود که در کانالی پهلو گرفته بود. از فروشگاهی مقداری خوراکی خریدم (11 یورو)

 

پیاده به سمت کارخانه کشتی سازی آرسناله (Arsenale) ادامه دادم. این کارخانه بیزانسی که در سال 1104 تاسیس شد و در طول دوره شکوفایی ونیز محلی برای تولید کشتی های گاندولا (Gondola) بوده و کمی بعد به تولید سلاح هم پرداخته است. گفته میشود آرسناله یکی از اولین کارخانه های صنعتی در مقیاس بزرگ در تاریخ بوده است که مسئول بخش عمده ای از قدرت دریایی جمهوری ونیز در طول قرون وسطی تا اوایل دوره مدرن بود. این shipyard با ابتکارات خاصی در ایجاد خط تولید و تخصصی کردن وظایف میتوانسته در یک روز یه کشتی گاندولا تولید کند و روزانه بالغ بر 2000 کارگر در آنجا کار می‌کردند.  زرادخانه ونیز (Arsenale di Venezia) حتی امروز محلی در کنترل ارتش است که توریست هایی مثل ما را برای ورود به محل آن و امکان عکس برداری محدود کردند. البته بخشی از محل زرادخانه ونیز امروزه به عنوان فضایی برای رویدادهای نمایشگاهی از جمله دوسالانه ونیز استفاده می شود.

 

از اینجا باز هم پیاده آمدم تا به کلیسای سنت زکریا (Chiesa di San Zaccaria) رسیدم. این همان زکریا است که در انجیل و قرآن خدا به او و همسرش الیزابت بشارت یحی مشهور به یوحنای معمدان یا تعمیددهنده (John the Baptist) را داده بود. کلیسایی در سبک رومی رنسانس با تابلوهای نقاشی فراوان. ظهر بود و کمی گرسنه بودم و داشتم فکر میکردم بروم چیزی برای خوردن پیدا کنم که سروین زنگ زد که کارش در سمینار تا حدی تمام شده و میتوانیم برای بازدید از کاخ دوک و کلیسای سن مارکو برویم. بلیط های این بخش را از قبل برای امروز گرفته بودیم.

از محل کلیسای سن زکریا تا کاخ دوک که دقیقا چسبیده به کلیسا سن مارکو هست راه زیادی نبود و حدود ساعت 13:45 وارد قصر دوک شدیم.

 

قصر دوک (Palazzo Ducale به ایتالیاییDoge’s Palace, ) کاخی است به سبک گوتیک شامل مجموعه اتاقهای پرآذین محل زندگی دوک و سالن های اجلاس سران ونیز که مانند مجلس سنا جزوی از دولت ونیز به حساب می آمدند به انضمام محل انجام امور اداری و قضایی و یک زندان. فضای داخلی سالن ها خصوصا سقف تالار با آثار هنرمندانی از جمله تیتان (Titian)، ورونسه () و غیره تزئین شده که به مرور طی قرون 14 و 15 از سبک گوتیک با بازسازی ها که بعد از آتش سوزی هایی که رخ داده به مجموعه اضافه شده و صورتی از معماری رنسانس را به خود گرفته است.

بازدید از طبقه دوم کاخ شروع میشد و ابتدا اتاقی با چهار در (به ایتالیایی Sala delle Quattro Porte) یکی از قابل توجه ترین فضاهای عمومی در کاخ دوج بود. سالن بزرگ مستطیل شکلی با گچ کاری هایی در سقف که به عنوان گذرگاهی به اتاق های جلسات اصلی ترین نهادهای سیاسی ونیز از جمله شورای ده نفره عمل می کند. دیپلمات های خارجی و مهمانان سلطنتی از اتاق چهار در عبور میکردند تا به دفاتر خود برسند و با مقامات دولتی ملاقات کنند. تور مجازی این اتاق که حین بازدید ما در حال نگهداری و تعمیر بود در لینک فوق می باشد:


در ادامه اتاق شورا (The Council Chamber) و اتاق سنا (Senate Chamber) و اتاق شورای ده نفره (The Chamber of the Council of Ten) از محلهایی است که تا پیش از رسیدن به تالار بزرگان که در طبقه اول قرار دارد دیدن میکنیم. تالار شورای بزرگان (Chamber of the Great Council) ونیز که دیگر نشیمن های میانی آن برداشته شده بود و سالن مجللی مملو از نقاشی صحنه نبردهای دریایی با قوای دشمن از جمله ترکان عثمانی است تماشایی بود.

در ادامه بازدید از آپارتمان دوک، با عبور از راهرو های این ساختمان پیچاپیچ به اتاق دادگاه و رسیدگی های قضایی و از آنجا به اسلحه خانه و سپس به زندان قصر رسیدیم. با عبور از پلی ملغب به پل آه حسرت (The Bridge of Sighs) به سیاهچاله های نسبتا مخوفی رسیدیم که ساختمان قصر را از زندان جدید آن جدا میکرد و احتمالا نقطه ای است که زندانیان برای آخرین بار آبی دریا را آه کشان تماشا میکنند.

 

با تمام شدن بازدید از کاخ که حدودا 2 ساعت به طول انجامید در کافه ای داخل قصر نشستیم که از پنجره مقابل میزمان عبور گاندولاها را که توریست های خوشحال در آن که برایمان دست تکان میدادند را میتوانستیم ببینیم. دو قهوه و دو کیک ترامیسو خوردیم به قیمت مجموع 19 یورو. ساعت 16 برای بازدید از کلیسای سن مارکو از قصر خارج شدیم.


شیر بالدار نماد جمهوری ونیز که در آثار هنری و معماری و تبلیغات و پوستر ها و المان های شهری قابل دیدن است.


کلیسای جامع سن مارکو ونیز (Saint Mark's Basilica) درست مجاور کاخ دوک قراردارد منتها مثل باقی محل های بازدیدی تشریفات کنترلی پیش از ورود و صف خرید بلیط 3 یورویی آن از دستگاه های اتومات کمی زمان برد تا وارد این کلیسای منحصر بفرد بشویم. کاشی های طلایی رنگ و تزئینات بیزانسی آن ما را غرق تماشا کرد. کلیسا کما بیش تاریک و مانند همه کلیساهای بوی نم و چوب میدهد. با این تفاوت که نقاشی ها و کاشی کاریهای ظریف آن رنگ بوی شرقی تری نسبت به کلیساهای رم میدهد.

دو عکس راست: ایوان طلای کلیسای سن مارکو / چپ: پل حسرت ورودی زندان جمهوری ونیز


از کلیسا که خارج شدیم خسته بودیم ولی بازدید از موزه Correr که ورودی اتاق های یادبود کتابخانه ملی مارسیانا (Monumental Rooms of the Biblioteca Nazionale Marciana) آخرین بخشی بود که با بلیط های 30 یورویی مجموعه کاخ دوک میتوانستیم ببینیم.

 

بعد از این مستقیم به هتل رفتیم. سروین برای شام کنفرانس رفت ولی من کمی استراحت کردم و دوش گرفتم. وقتی سروین بعد از کورس اول شام رستوران کنفرانس برگشت من هنوز شام نخورده در اتاق هتل بودم. تصمیم گرفتیم برای خوردن مجدد بیرون برویم. ساعت 9:30 همه جا باز بود. اول رفتیم به بستنی فروشی Suso (چهار اسکپ بستنی 11 یورو) و بعد پیتزا فروشی معروف1000Gourmet  قبل از ورود باید نوبت میگرفتیم و حدودا نیم ساعت منتظر شدیم تا میزی خالی شد. دو عدد پیتزای پومودورو و capricciosa با نوشیدنی سفارش دادیم که واقعا خوش مزه بود و به انتظارش میارزید. با خود گفتیم کاش بستنی قبلش را نمیخوردیم تا اشتهایمان کور نمیشد. وقتی دوباره به نزدیک هتل رسیدیم قدری قدم زدیم و از بالای پل ایستگاه آکادمیا نمای رودخانه را در شب تماشا کردیم. و نهایتا وقتی به هتل برگشتیم دیگر ساعت 11 شب شده بود و شهر رو به خاموشی میرفت.


روز سوم _ جزیره مورانو

سه شنبه _ 1 اکتبر 2024


امروز آخرین روز کاملی است که در ونیز هستیم و تصمیم داریم از جزایر اطراف دیدن کنیم. با این وجود من دیگر صبح زود برای خوردن صبحانه نرفتم و گذاشتم تا قدری خلوت بشود. بعد از آن ساعت 10 اول وقت خودم را به موزه هنر مدرن کاپسارو (Ca' Pesaro International Gallery of Modern Art) رساندم. موزه و آثار مدرن را میشود سریع تر تماشا کرد که شامل نسخه ای از مجسمه ی شاعر یا متفکر از رودین (Auguste Rodin) می شد. از طرفی خیلی زودتر از انتظارم با من تماس گرفته شد و برای رفتن به جزیره بورانو اعلام آمادگی حاصل گشت. برای همین من بلافاصله به محل هتل برگشتم. مسیر حرکت قایق ها به سمت جزیره بورانو از ایستگاه F.te Nove با خط 12 است. تا بورانو حدود 50 دقیقه فاصله است که میان راه از در جزیره مورانو هم توقف دارد. از آنجا که عصر برنامه گروهی کنفرانس بازدید از کارگاه شیشه گری در جزیره مورانو هست بازدید آن را به عصر موکول کرده مستقیم تا بورانو رفتیم.

جزیره بورانو (Burano) به خانه های رنگی و توری بافی شهرت دارد. اگرچه که جزیره ای کوچکی است و کل مسیرها را در میان خانه های رنگارنگ آن میتوان پیاده طی کرد. کلیسای شهر که یکی بیشتر نیست و در میدان اصلی جزیره مشخص است. بعلاوه که من روی بلیط موزه ای که گرفته بودم بازدید از موزه توربافی که درست مقابل کلیسا قرار داشت هم رایگان بود. بعد از گشتی دو بستنی خوردیم (6 یورو) و بورانو را به مقصد جزیره مورانو ترک کردیم.

بالا راست: چاه آب آشامیدنی / پایین راست: رنگ آبی با المان لیمو (طراحی ونیزی پوشاک)


جزیره مورانو (Murano) قدری بزرگتر و البته توریستی تر از بورانو است. و به واسطه نزدیکی ش با جزیره اصلی به راحتی قابل دسترس است و مسیرهای مختلفی برای آمدن با قایق به آن وجود دارد. این جزیره که به کارگاه های شیشه گری که در گوشه کنار شهر میتوان پیدا کرد شهرت دارد. محصولاتی شیشه ای در سایز، رنگ و اشکال مختلف با قیمت های نسبتا بالا در ویترین مغازه ها خودنمایی میکرد.

بعد از گشتی در شهر به کافه ای رفتیم و از ساندویچ های معروف ونیزی به نام ترامسین (Tramezzino) امتحان کردیم (15یورو). و نهایتا برای برنامه ای به یکی از کارگاه های شیشه گری از هم جدا شدیم. خیلی طول نکشید که با من تماس گرفته شد که کارگاه تمام شده. من که در مسیر رفتن به موزه مورانو بودم میان راه پیاده شدم و بعد از استراحتی در اسکله ساحلی مورانو با منظره دریا (اینجا در مواقع آفتابی غروب آفتاب تماشایی است) به مقصد ونیز این جزیره را ترک کردیم.

راست: محصولات و زیورآلات شیشه ای / المان شیر بالدار در شهر مورانو

قبل از رفتن به هتل از پاستا فروشی Del Moros که پاستاهای تازه تازه به شکل بسته بندی و خیابانی تهیه میکند و نسبتا معروف شده دو پاستای ناپولیایی و ونیزی گرفتیم که یکی از آنها با ماهی مرکب طبخ شده و بوی لجن کانال های ونیز را میداد (17 یورو). بعد از آن به هتل برگشتیم و وسایلمان برای فردا و برگشتن جمع کردیم.


روز آخر ونیز و بازگشت

چهار شنبه _ 2 اکتبر 2024


صبح وسایل را جمع کردم و بعد از خوردن صبحانه اتاقمان را تحویل دادم و برای بار آخر به اطراف هتل رفتم.

هوای بارانی بود و در قسمت جنوبی هتل نزدیک کانالها آب تا روی پیاده رو آمده بود. در این مواقع برای جلوگیری از خیس شدن کفش های عابرین سکوهایی با پایه فلزی در جای جای شهر دپو شده است تا در شرایط مد از آنها استفاده شود.


دو عدد بلیط مسیر دریایی به فرودگاه مارکوپلو ونیز گرفتم که درست از مقابل هتلمان حرکت میکند (30 یورو دو نفر).

و برای آخرین مکان گالری هنری آکادمیا که محل نگهداری آثار نقاشان برجسته آکادمی ونیز است را انتخاب کردم که نزدیک هتلمان بود. (15 یورو بلیط)

ساعتی موزه را دیدم و ساعت 12 برای سوار شدن به قایق به ایستگاه Zattere رفتیم تا فرودگاه بیش از 1 ساعت سفر دریایی بود.

پروازمان ساعت 16:30 با کمی تاخیر به مقصد آمستردام انجام شد (ناهار در فرودگاه ونیز 25 یورو)

و از فرودگاه اسخیفول با قطار نهایتا حدود 8 شب به شهرمان بازگشتیم.

امروز را که مرور میکنم میبینم کشتی، هواپیما و قطار را همه را در یک روز امتحان کردیم تا از ونیز به خانه مان برگردیم.


هزینه های سفر برای دو نفر:

هتل برای دو نفر (3 شب میلان + 3 شب ونیز)

1100

بلیط پرواز و بیمه سفر

188

حمل و نقل و بیمه سفر

250

رستوران و خورد و خوراک

365

ورودی موزه و مکان های دیدنی

250

سوغات

100

جمع کل

2253 یورو

متوسط هر نفر در هر روز (بدون احتساب سوغاتی)

153 یورو


 
 
 

Comments


در این سفر همراه ما باشید

  • Black Facebook Icon
  • Black Instagram Icon
  • Black YouTube Icon

© 2035 by SPRAYZ. Powered and secured by Wix

bottom of page