وین، ملودی ظرافت در عصر فرمانروایی زنان
- Pouya Travelogue

- 2 days ago
- 16 min read
سفر به وین، سفری به قلب تپنده تاریخ اروپا و شکوه امپراتوری هابسبورگ (Habsburg) است. خاندانی که بیش از ۶۰۰ سال بر وین حکومت کرد (از سال ۱۲۷۸ تا ۱۹۱۸ میلادی) و آن را به مرکز امپراتوری مقدس روم و بعدها امپراتوری اتریش-مجارستان تبدیل نمود. وین شهر نوابغ موسیقی و پایتخت فرهنگ کافه نشینی محل تلاقی تمام فرهنگهای اروپای شرقی و مرکزی بود. در نیمه دوم قرن 18، در عصر پرآشوب انقلاب ها و نبرد قدرتهای بزرگ اروپا و آسیا برای تعیین مرزهای جدید، ماریا ترزا، معمار اتریش مدرن، بود که توانست در دنیایی مردانه با غلبه بر سایر رقبا قلمرو خویش را حفظ کند، تا به شکوه و یکپارچگی امپراطوری به مرکزیت وین بیفزاید.
ماریا ترزا در دوران ۴۰ ساله سلطنتش (۱۷۴۰ - ۱۷۸۰ میلادی) از طریق ازدواج 16 فرزندش با پادشاهان کشورهای مختلف از آنان مانند مهرههای شطرنج در سیاست خارجی استفاده کرد تا بتواند صلح را در اروپا تضمین کند. مادر اروپا در زمان فرمانروایی اش در کنار تزارینهای مقتدر روسیه (الیزابت و کاترین کبیر) لهستان را به زانو درآورد، پروس را کنترل کرد و جهان شرق رو غرب را در وین به هم پیوند داد تا در دوره «استبداد منور» مدرنیته و صنعت را برای اتریش به ارمغان بیاورد.
اگر امروز وین با آن خیابانهای عریض و قصرهای با شکوه باروک به رنگ کرم و طلایی معروف به زرد شونبرونی میدرخشد، مدیون سلیقه ظریف و هوش سیاسی زنی است، که حامی بزرگ هنر و موسیقی بود، به همه جزئیات اهمیت میداد تا هنر را به خدمت قدرت درآورد. وین امروز نماد ظرافتی از عصر فرمانروایی زنان مقتدر و تاثیرگذار تاریخ است.
کاخ شونبرون (Schloss Schönbrunn)؛ تجلی قدرت هابسبورگ در قرن 18
جمعه 26 دسامبر 2025
با توجه به تعطیلی کریسمس در این روز و بسته بودن اکثر مغازه ها تصمیم گرفتیم برای بازدید به کاخ شون برون برویم که بلیط آن را از قبل گرفته بودیم. بلیطی ترکیبی به مبلغ نفری 57 یورو که شامل بازدید از این کاخ و دو موزه دیگر از جمله موزه سی سی می شد. بازار کریسمس با دکه های فروش اغذیه و نوشیدنی با یک درخت کریسمس بزرگ در مقابل کاخ برپا شده بود. کاخ شون برون در گذشته تا حدی خارج از حصار مرکزی شهر قرارداشته و به عنوان استراحتگاه تابستانی پادشاهان در وین مورد استفاده قرار میگرفت.
رقابت با ورسای
پس از شکست عثمانیها در محاصره دوم (1683)، وین وارد یک دوره آرامش و تجمل شد. رقابتهای سیاسی در قرن هجدهم فقط در میدان جنگ نبود؛ بلکه در میدان معماری و هنر نیز جریان داشت. ماریا ترزا میدانست که برای تثبیت قدرت خود به عنوان یک زن در میان سایر پادشاهی های مردسالار اروپا، باید وین را به رخ آنان بکشد.
این کاخ که زمانی اقامتگاه تابستانی پادشاهان اتریش بود در دوران حکمرانی ماریا ترزا بیشترین تغییرات را کرد و به مرکز زندگی سیاسی و اجتماعی اروپا در قرن ۱۸ تبدیل شد. ماریا ترزا عاشق این کاخ بود. او آن را از یک شکارگاه ساده به یک قصر باشکوه با ۱۴۴۱ اتاق تبدیل کرد تا نمادی از قدرت و شکوه هابسبورگها باشد تا در رقابت با ورسای پاریس ثابت کند که هابسبورگها نه تنها از خاندان بوربون در فرانسه ضعیفتر نیستند، بلکه باشکوهترند.
تغییر سبک و وحدت هویتی در نمای زرد رنگ
در حالی که سبک باروک اولیه در دوران پدرش، کارل ششم، بسیار سنگین، تیره و مرعوبکننده بود، ماریا ترزا سبک روکوکو(Rococo) را ترویج داد. این سبک ظریفتر، روشنتر و پر از تزئینات طلاکاری، آینهکاری و نقاشیهای سقفی بود. ماریا ترزا به همه جزئیات اهمیت میداد. حتی شخصاً بر چیدمان مبلمان کاخها نظارت میکرد. او دستور داد نمای کاخ را به رنگ زرد خاصی، معروف به زرد شونبرونی درآورند. این رنگ نه تنها به صرفه بود، بلکه در زیر نور آفتاب میدرخشید و به نماد بصری «امپراتوری اتریش» تبدیل شد. هر ساختمان دولتی در قلمرو او باید به این رنگ در میآمد تا قدرت مرکز را یادآوری کند.
تالار آینه، بازتاب شکوه دربار
طی بازدیدمان در داخل کاخ از تالار بزرگ که برای ضیافتهای رسمی استفاده میشد و تالار آیینه دیدن کردیم. این تالار های با تشابه ظاهری و اسمی نسبت به کاخ ورسای نمادی از شفافیت، ثروت و بازتاب شکوه دربار امپراطوری هابسبورگ است. مشهور است که ماریا ترزا اولین کسی بود که استعداد موتزارت کوچک را کشف کرد و موتزارت ۶ ساله اولین کنسرت خود را برای امپراتور در تالار آیینه این کاخ اجرا کرد و پس از اجرا، روی زانوی ماریا ترزا پرید و او را بوسید!

اتاقهای شرقی
در زمانه ای که داشتن اشیای لوکس از شرق (چین و هند) نشاندهنده ثروت و تسلط بر راههای تجاری بود، ماریا ترزا هم علاقه مند به جمع آوری آثار هنری و فرهنگی شرق بود. در یکی از اتاق های این قصر سرتاسر دیوارها با مینیاتورهای ایرانی و هندی همراه به قابهای تزئینی چوبی از اقاقیا پوشیده شده است. این اتاق میلیون (Million Room) در کاخ شونبرون از گرانترین فضاهای داخلی در جهان، که به بازدیدکنندگان نشان میدهد که وین مرکز تلاقی فرهنگهای جهان است.

ظروف چینی (طلای سفید)
در آن دوران، تولید چینی مرغوب رقابتی شبیه به مسابقه فضایی امروز داشت. ماریا ترزا از کارخانه چینی اوگارتن (Augarten) حمایت کرد تا وین در تولید ظروف لوکس از پاریس و درسدن عقب نماند. این ظروف در ضیافتهای سیاسی برای تحت تاثیر قرار دادن سفرا استفاده میشد و اتاقی هم در این کاخ با تزئیناتی از عاج و چوب برای نمایش و نگه داری ظروف چینی در نظر گرفته شده است.
باغ شون برون و بیانیهی پیروزی
پس از بازدید از قصر با خوردن شکلات گرم برای پیاده روی در محوطه بیرونی کاخ کمی تجدید قوا کردیم. با عبور از باغهای هندسی وسیع داخل محوطه قصر که نمادی از نظم امپراتوری و تسلط انسان بر طبیعت است به تپه های مشرف به کاخ رسیدیم. تپه از برف چند روز گذشته همچنان سفیدفام بود. با کمی صعود به بالای تپه بر فراز باغ شونبرون رسیدیم که بنای عظیمی به نام گلوریت با چند مجسمه سنگی بر فراز آن در آنجا قرار دارد که هیچ کاربرد مسکونی نداشته است. صرفاً یک «بنای پیروزی» بود که در بالای آن نام ماریا ترزا و پسرش، یوزف دوم حک شده است تا به رقیبش (فریدریک کبیر) و دیگران بگوید: «با وجود تمام جنگها، من هنوز اینجا هستم و بر تخت تکیه زدهام.» این بنا با ستونهای کلاسیکش، شکوه امپراتوری مقدس روم را به رخ میکشید. بر فراز تپه، منظرهای پانوراما از شهر را پیش چشم دیدیم که نمادی از تسلط امپراتوری بر طبیعت و شهر است.
دوران دوم شکوفایی: عصر رینگاشتراسه و مدرنیسم (اواخر قرن ۱۹ تا جنگ جهانی اول)
اواخر قرن 19 در دوره ای که به «پایان قرن» (Fin de Siècle) معروف است، وین به قطب روشنفکری جهان تبدیل شد. پادشاه شاخص این دوره فرانتس یوزف اول (Franz Joseph I) بود که در سال 1848 روی کار آمد و طولانی ترین دوران سلطنت در تاریخ اتریش (۶۸ سال) را داشت. برخلاف پادشاهان خوشگذران، او خود را رئیس دولت میدانست. او بسیار منضبط بود؛ ساعت ۴ صبح بیدار میشد، پشت میز کارش در کاخ هافبرگ مینشست و تا شب به امورات امپراتوری رسیدگی میکرد. شاخص ترین اقدام او تخریب دیوارهای نظامی شهر و ساخت بلوار معروف رینگ (ringstraße) بود. او میخواست وین را به ویترینی از شکوه امپراتوری تبدیل کند و بناهای باشکوهی در سبک رنسانس نو مثل اپرا، پارلمان و موزهها را در این مسیر بنا کرد. این عصر ظهور فروید در روانشناسی، گوستاو کلیمت در نقاشی و ماهلر در موسیقی بود. طی دوران سلطنت او بود که امپراتوری اتریش-مجارستان در نتیجه سازش 1867 شکل گرفت، بحران بوسنی به ترور ولیعهد، فرانتس فردیناند انجامید که نهایتا منجر به شکل گیری جنگ جهانی اول در سال 1914 شد. پس از درگذشت فرانتس یوزف در 1916، نوه برادرش کارل به جانشینی رسید و تنها دو سال بعد امپراتوری اتریش-مجارستان در نتیجه شکست در جنگ جهانی اول فروپاشید و توسط فاتحان طی معاهده تریانون به بخشهای مختلف تجزیه شد و دوران جمهوری در کشور اتریش آغاز شد.

پیوند دو شخصیت
اگرچه حدود ۷۰ سال بین مرگ ماریا ترزا (۱۷۸۰) و به قدرت رسیدن فرانتس یوزف (۱۸۴۸) فاصله بود، اما مادر اروپا و ندیده اش هر دو در مدت سلطنت طولانی شان از ستونهای اصلی امپراطوری هابسبورگ بودند. ماریا ترزا کسی بود که امپراتوری را از فروپاشی نجات داد. اصلاحات مدرن را آغاز کرد و وین را به شکوه باروک رساند. فرانتس یوزف کسی بود که بیشترین تلاش را کرد تا میراثی که از اجدادش رسیده بود را در میان امواج ملیگرایی و انقلابهای قرن ۱۹ حفظ کند. او هم مانند جدش ماریا ترزا عاشق کاخ شونبرون بود و تنها کسی بود که در این کاخ به دنیا آمد و در همانجا هم از دنیا رفت.


کم کم با تاریک شدن هوا گردشمان را در شهر در طول بلوار رینگاشتراسه از سر گرفتیم. با خروج از ایستگاه مترو Schottentor و از فاصله، کلیسای Votivkirche را که در طول کریسمس امسال با نواری نورانی بدور دو ناقوس بلند آن تزئین شده بود، تماشا کردیم. در ادامه مسیر از دانشگاه وین عبور کردیم و به ساختمان شهرداری وین (Wiener Rathaus) رسیدیم. اینجا هم بازارچه کریسمس برپا شده بود. پشت درخت کریسمس بزرگی، ساختمان شهرداری در هیبت یک قصر با شکوه با سنگ ها و آجرهای زرد و روشن در زیر نورپردازی شبانه میدرخشید. در مقابل پارک ملت وین (Volksgarten)، ساختمان پارلمان اتریش را دیدیم و در ادامه مسیر در محوطه ای که در بین چندین موزه ملی احاطه شده بود (Museums Quartier) با مجسمه ماریا ترزا عکس گرفتیم. اینجا در میدان بین موزه تاریخ هنر و موزه تاریخ طبیعی اتریش، مجسمه عظیم او قرار دارد در حالی که بر تخت نشسته، توسط ژنرالها و مشاوران ارشدش احاطه شده است. به سمت کاخ هافبورگ (Hofburg) تغییر مسیر دادیم و از زیر گنبد سبزفام موزه سی سی (Sisi Museum) عبور کردیم و در ابتدای خیابان معروف Kohlmarkt به سمت مرکز شهر روانه شدیم.
از اینجا به بعد پیاده راه های معروف با کافه های قدیمی مخصوص وین قراردارد. در خیابان Graben منظره لوسترهای نورانی که پیش از آن استوری های اینستاگرام را پر کرده بود به چشم دیدیم. حدود ساعت 18:30 با ادامه پیاده روی به کلیسای جامع سنت استفان (St. Stephen's Cathedral) رسیدیم. از اینجا در امتداد خیابان kärntner straße اگر ادامه بدهید با عبور از فروشگاه های متعدد در انتهای خیابان میتوانید تجمع جمعیتی را ببینید که در بخشی از پیاده رو ایستاده و با المان تزئینی ساختمان یک هتل عکس میگیرند. یک پاپیون قرمز بزرگ در ورودی یک هتل که این روزها به نماد وین در شبکه های اجتماعی تبدیل شده است. با وجود اینکه تا چند سال پیش هیچ کسی به این المان تزئینی توجهی نمیکرد امروز باید حواستان باشد که پلیس در طول روز برای سد معبر توریست های مشتاق حین عکس گرفتن جریمه تان نکند.
شام را در همین خیابان در یکی از شعبه های Nordsee که لابستر و سیب زمینی بود خوردیم برای استراحت به هتل برگشتیم.
روز دوم
شنبه 27 دسامبر 2025
صبح بعد از خوردن صبحانه در هتل به همراه همسفرانمان گشتی در شنبه بازار منطقه Naschmarkt زدیم که محلی برای فروش همه جور اجناس دست دوم بود. از آنجا که دیشب نتوانسته بودیم داخل کلیسای جامع را ببینیم مستقیم از ایستگاه Kettenbrückengasse به سمت مرکز شهر و ایستگاه Stephansplatz آمدیم. دیدین کلیسای جامع از همان خروجی پله برقی های ایستگاه مترو شروع میشود. کلیسایی که با سقف کاشیکاری شده رنگی و برجهای بلندش به نماد هویت معنوی شهر وین تبدیل شده است.
نماد عقاب نقش بسته بر سقف کلیسای جامع سن استفان
بنای فعلی کلیسای جامع سن استفان ترکیبی از معماری رمانسک و گوتیک است. این کلیسا از زمان ساخت در قرن 12 شاهد وقایع مهمی از جمله محاصره وین توسط عثمانیها (1683) و مراسم تشییع جنازه موتزارت (1791) بوده است. کاشیهای رنگی نقش عقاب نماد امپراتوری روم را روی سقف بخشی از کلیسا ترسیم کرده است که نشاندهنده پیوند ناگسستنی مذهب و حکومت در تاریخ اتریش است.
آغاز تاریخ سلطنت هابسبورگ (Habsburg) را میتوان به انتخاب رودلف یکم به عنوان پادشاه آلمان در سال ۱۲۷۳ میلادی پس از دوران فترت بزرگ (Great Interregnum) نسبت داد. در تاریخ امپراتوری مقدس روم، دورههای زیادی تحت عنوان فترت امپراتوری وجود داشته است. دوره هایی که در آنها هیچ امپراتوری وجود نداشته است. این بحران در حکومت امپراتوری مقدس روم و پادشاهی آلمان در اواخر قرون وسطی ادامه یافت و تنها با ظهور خاندان هابسبورگ در آستانه اصلاحات آلمانی و رنسانس به پایان رسید. و از سال ۱۴۳۸ تا ۱۸۰۶، حاکمان خاندان هابسبورگ تقریباً بهطور مداوم به عنوان امپراتور مقدس روم سلطنت کردند و پایتخت فرمانروایی سلسله شهر وین بود، به جز از سال ۱۵۸۳ تا ۱۶۱۱ که در پراگ بود. با این حال، قلمروهای امپراتوری مقدس روم عمدتاً خودگردان بودند و بنابراین به عنوان بخشی از سلطنت هابسبورگ در نظر گرفته نمیشوند.
در مطالعات تاریخی اصطلاح اتریش به شاخه ای از پادشاهی هابسبورگ در قرن ۱۸ اشاره دارد که از حدود سال ۱۷۰۰ بصورت مصطلح تحت عنوان لاتین "monarchia austriaca" یا پادشاهی اتریش مورد استفاده قرار گرفت. امپراتوری مقدس روم متعاقباً در سال ۱۸۰۶ منحل شد. دو سال پیش از انحلال در سال ۱۸۰۴، فرانسیس دوم، آخرین امپراتور مقدس روم، امپراتوری اتریش را در سرزمینهای سلطنت هابسبورگ تأسیس کرد و همچنان عقاب دو سر را که با نشان خاندان هابسبورگ-لورن بود، به عنوان نشان خود برگزید. بعداً از سال ۱۸۶۷ تا ۱۹۱۸ پادشاه اتریش-مجارستان (فرانتس یوزف اول) از عقاب دو سر در نشان خود برای نشان دادن نفوذ و تسلط اتریش بر امپراتوری استفاده کرد.
![]() | ![]() | ![]() | ![]() |
درباره سیستم قهوهخانههای وین و فرهنگ کافه نشینی
در حد فاصل کلیسای جامع تا ساختمان اپرای دولتی (Staatsoper) چند کافه قدیمی و معروف قراردارد که بخشی از هویت فرهنگی شهر وین است. سفر به وین بدون تجربه فرهنگ کافه نشینی ناقص است. کافههایی مثل کافه سنترال یا ساخر (Sacher) که در طول قرن 19 و 20، فراتر از یک مکان برای صرف قهوه، پاتوق روشنفکرانی چون فروید، تروتسکی و نویسندگان بزرگ بودهاند. فرهنگ قهوهخانهنشینی در وین (Wiener Kaffeehauskultur) صرفا درباره نوشیدن قهوه نیست. یونسکو در سال 2011 این سنت را به عنوان «میراث فرهنگی ناملموس» ثبت کرد و آن را اینگونه توصیف کرد: «جایی که زمان و فضا مصرف میشوند، اما فقط قهوه در صورتحساب میآید.»
داستان قهوه در وین از سال 1683 شروع شد. زمانی که سپاه عثمانی پس از شکست در محاصره وین، کیسههای عجیبی از دانههای لوبیاشکل قهوهای را به جا گذاشتند. وینیها ابتدا فکر کردند این غذای شتر است، اما شخصی به نام «کُلشیتسکی» که با فرهنگ شرق آشنا بود، اولین قهوهخانه را راه انداخت.
وین در اواخر قرن ۱۹ (۱۹۰۰ میلادی) و اوایل قرن ۲۰ چهارمین شهر بزرگ جهان بود و جمعیتی بیش از امروز داشت، در آن زمان آپارتمانهای وین کوچک و سرد بودند. قهوهخانهها به مکانهایی گرم و باشکوه تبدیل شدند که مردم میتوانستند با قیمت یک فنجان قهوه، تمام روز را در آنجا سپری کنند، روزنامه بخوانند، بحث سیاسی کنند یا حتی نامههایشان را همانجا دریافت کنند.
تجربه مشترک ما از نوشیدن یک وعده قهوه در یک کافه اصیل در وین میتواند به این شکل باشد:
سینی نقره و لیوان آب: قهوه همیشه روی یک سینی کوچک فلزی همراه با یک لیوان آب خنک سرو میشود که یک قاشق به صورت وارونه روی آن قرار دارد. این آب برای پاک کردن مزه دهان قبل و بعد از نوشیدن قهوه مورد استفاده قرار میگیرد.
پیشخدمتهای رسمی (Herr Ober): پیشخدمتها معمولاً با جلیقه سیاه و پاپیون هستند. در کافههای بسیار سنتی، آنها ممکن است کمی مغرور یا خشک به نظر برسند، اما این بخشی از مرام کافههای قدیمی وین است.
روزنامههای کاغذی: هنوز هم در بسیاری از کافهها، روزنامهها در نگهدارندههای چوبی مخصوص قرار دارند تا مشتریان ساعتها به مطالعه بپردازند.
نوشیدن یک قهوه ملانژ (Melange) وین بدون سفارش شیرینی وجه خوبی ندارد. علاوه بر ساخر تورت (Sachertorte) ، کیک شکلاتی مخصوص کافه ساخر، آپفلاشترودل (Apfelstrudel) یا همان شیرینی سیب با لایههای بسیار نازک خمیر، بخش جداییناپذیر این فرهنگ است که معمولاً با سس وانیل گرم سرو میشود. علاوه بر این خوردن کایزرشمارن (Kaiserschmarren)، نوعی پنکیک خورد شده با سس آلو یا سیب به عنوان دسر یا وعده چاشت از خوردنی های قابل ذکر وین است که البته ما از خوردن آن صرف نظر کردیم تا بتوانیم با ناهار جدی تر برخورد کنیم.
برای ناهار رستوران kent را برای امتحان کردن کباب دونر ذغالی انتخاب کردیم و بعد از صرف ناهار برای تماشای نمایش نورپردازی شبانه به کاخ شون برون رفتیم. اینجا به مناسبت کریسمس در محوطه باغ المان های نورانی برای بازدید ترتیب داده بودند (بلیط برای هر نفر 26 یورو) که بی شباهت به چراغانی های اعیاد مذهبی خودمان نبود. حوصله نداشتیم و زود خودمان را به هتل رساندیم و شب نسبتا طولانی و سختی را در اتاقمان سپری کردیم.
روز سوم
یکشنبه 28 دسامبر 2025
هوا حسابی سرد شده بود و ما از دیشب حالمان خوب نبود. با این حال از هتل درآمدیم و با مترو به سمت مرکز شهر رفتیم. مثل روزهای قبل در ایستگاه کلیسای جامع پیاده شدیم و به سمت موزه سی سی حرکت کردیم. در میان راه خیلی تصادفی حین عبورمان با اسب های سلطنتی برخورد کردیم که از اصطبل به محوطه تمرین برده میشدند. مدرسه سوارکاری اسپانیایی شهر وین با قدمت 460 ساله قدیمی ترین مدرسه اسب سواری با اجراهای نمایشی است. که به عنوان بخشی از مجموعه سلطنتی در نزدیکی کاخ هافبورگ و موزه سی سی قرار داشت.
روح سرکش سی سی در هافبورگ
اگر شونبرون کاخ تابستانی امپراطور بود، کاخ هافبورگ (Hofburg Palace) قلب تپنده قدرت در زمستان و مرکز اداری امپراتوری برای قرنها (از قرن ۱۳ تا ۱۹۱۸) محسوب میشد. امروزه این بنا علاوه بر جا دادن تعدادی موزه محل کار رسمی ریاست جمهوری اتریش و مکانی برای برگزاری مراسم های رسمی و دولتی است.
موزه سیسی (Sisi Museum)در بخشی از آپارتمانهای امپراتوری (Imperial Apartments) در این مجموعه واقع شده، که به محل زندگی ملکه مرموز الیزابت معروف به سی سی و همسرش فرانتس یوزف اول اختصاص دارد، که شامل بیش از ۳۰۰ قلم از وسایل شخصی او، از جمله لباس سفر، وسایل ورزش و دستور العملهای زیبایی میشود.
سیسی شاید مشهورترین زن در تاریخ وین باشد؛ زنی که به زیبایی خیرهکننده، موهای تا مچ پا و کمر باریکش شهرت داشت. علاوه بر این او شخصیتی پیچیده داشت و عاشق آزادی و گریزان از پروتکلهای سختگیرانه دربار بود. با بازدید از لوازم شخصی و لباسهای او تا رژیمهای سخت ورزشی و برنامه مراقب های زیبایی روزانه به ابعاد زندگی او به عنوان یک ملکه مدرن که به زیبایی سرآمد است پی بردیم. او نماد مدرنیته و آزادیخواهی در یک دربار بسیار سنتی بود.



زندگی پیچیده سی سی و همسرش دست مایه ساخت سریال ها و فیلم های مختلقی شده است. اگرچه فیلمها رابطهی آنها را رویایی نشان میدهند. اما داستان تراژیک آنها ترکیبی از عشق افسانهای، روابط و مسئولیت های خشک درباری و در نهایت تنهایی عمیق است. به نظر میرسد فرانتس یوزف تا لحظه مرگ عاشق سیسی بود و تمام خواستههای او را برآورده میکرد، اما سیسی از زندگی در وین احساس خفگی میکرد. امپراتور برای اینکه همسرش را بیشتر در وین نگه دارد، یک قصر اختصاصی به نام ویلای هرمس (Hermesvilla) در منطقهای جنگلی و دور از هیاهوی دربار برای او ساخت تا او در آرامش و نزدیک به طبیعت باشد. نهایتا خودکشی پسرش (ولیعهد رودولف) ضربه روحی شدیدی به وارد کرد. پس از آن، سیسی همیشه سیاه میپوشید و از انظار عمومی پنهان میشد تا اینکه در سال ۱۸۹۸ در ژنو ترور شد.

بخش دیگری از مجموعه سلطنتی به کتابخانه ملی اتریش اختصاص دارد. این کتابخانه زیبا نه تنها بزرگترین کتابخانه در اتریش است، بلکه تالار ایالتی (The State Hall) آن یکی از زیباترین کتابخانه های تاریخی در جهان است که میزبان حدود 200 هزار جلد کتاب تاریخی بین سالهای 1500 تا 1850 است. پس از بازدید از نمایشگاه موقتی و نقاشیهای دیواری و سقفی این تالار با ورودی 11 یورو نوبت به صرف ناهار شد.
برای ناهار بالاخره نوبت به غذای محبوب اتریشی ها میرسد. شنیسل که یک غذای اصیل اتریشی-آلمانی است که از برش های نازک گوشت مرغ یا گوساله تهیه میشود. یکی از رستوران های شاخص در وین برای سرف شنیسل رستوران Schnitzel One است که همیشه صف طولانی پشت درب آن کشیده میشود. ولی ما که بی طاقت بودیم رستوران دیگری به نام Lubella را پیدا کردیم که کمتر شلوغ بود و کیفیت خوبی داشت. یکی از تجربه های جدید سرو مربای کرن بری در کنار شنیسل مرغ بود که بصورت ویژه در وین رایج است.
والس خداحافظی با کنسرت اشتراووس
اگر پاریس شهر شعرا هست، آمستردام شهر نقاشان، وین بدون شک شهر آهنگسازان است. در این شهر، موسیقی صرفاً یک سرگرمی نیست، بلکه بخشی از هویت ملی و روزمره مردم است. داشتن ضمینه هنری در موسیقی یا حضور فعال در اپرا، بخشی از هویت شهروندی یک وینی محسوب میشد. رونق موسیقی و شکل گیری این روحیه فرهنگی به دو دوره تقسیم میشود. یکی در قرن 18 که وین به مرکز موسیقی کلاسیک جهان تبدیل شد و آهنگسازانی مثل هایدن و موتزارت در آن درخشیدند. در این دوره موسیقی در کنار ساخت یا بازسازی کاخهای باشکوه باروک وین را به پایتخت فرهنگی و معنوی اروپا تبدیل کرد. و دیگری در سده 19 در دوران رنسانس نو بود که موسیقی با نقش آفرینی بزرگانی چون بتهوون و اشتراوس از سبک کلاسیک به دوره رمانتیک عبور میکند. در همین دوره و عصر پادشاهی فرانتس یوزف است که بناهایی مانند اپرای دولتی وین (Wiener Staatsoper) و موزه تاریخ هنر (KHM) با سبک معماری رنسانس نو ساخته شدند که یادآور دورانی است که موسیقی، زبان مشترک تمام مردم این سرزمین بود.
ما برای حسن ختام سفرمان بلیط اجرای ارکستر کلاسیک آثار اشتراووس را گرفتیم و برای تماشای ارکستر به ساختمان خانه ارکستر که جنب بنای ارکستر سلطنتی وین بود رفتیم. جالب اینکه بعد از پایان برنامه همزمان اجرای اپرا در خانه اپرا هم تمام شده بود و توانستیم در لابه لای جمعیت مقدار کمی هم داخل ساختمان باشکوه اپرای وین را ببینیم. در نهایت برای امشب هم با فست فود مک شام را سمبل کردیم و به برنامه امروزمان خاتمه دادیم.
روز آخر
دوشنبه 29 دسامبر 2025
امروز آخرین روز از اقامت مان در وین است. برای همین یک بار دیگر به مرکز شهر و کلیسای جامع رفتیم و در ابتدای صبح از یکی از شعب Manner از آن بسته های ویفر معروف که در جعبه های فلزی صورتی قرار دارد برای سوغاتی گرفتیم و با آخرین سهمیه بلیط های سه روزه مان (معادل 17 یورو) به هتل برگشتیم.
در این مدت با آنکه هتل مان نزدیک رودخانه دانوب بود نتوانسته بودیم برای گشتی به حاشیه رود برویم. دانوب که طی قرن ها مسیرش را از میان جنگل های وین (Wienerwald) به سمت دروازه وین (Wiener Pforte) پیدا کرده است. در پایین دست با عبور از حوضه وین به سمت دوین در مرز اسلواکی امتداد مییابد و با گذر از بوداپست و بلگراد چهار پایتخت اتریش، اسلواکی و مجارستان و صربستان را به هم پیوند میزند. و نهایتا در ادامه مسیرش از مرز دو کشور رومانی و بلغارستان به سمت دریای سیاه سرازیر میشود. این حوضه آبریز وسیع و کرانه های عظیم در طول 2857 کیلومتر مسیر رودخانه، دانوب را به دومین رود بزرگ قاره بعد از ولگا در روسیه تبدیل کرده است. رودی که طی قرون مرز طبیعی برای امپراطوری روم بود و اهمیت بسزایی در تجارت و حمل و نقل آبی داشته است. طرح امروزی دانوب نتیجهی بیش از ۱۵۰ سال مهندسی است که یک آبراه بسیار منظم از رودخانه ای همواره در طغیان ایجاد کرده که بین ناوبری تجاری، حفاظت در برابر سیل و تولید انرژی تعادل برقرار میکند.
مهندسان بین سالهای 1972 تا 1988 دانوب جدید (Neue Donau) را که کانالی به طول 21 کیلومتر در امتداد رود اصلی است به عنوان سیستم مدرن حفاظت از سیل این شهر ساختند. این کانال به موازات رودخانه اصلی دانوب امتداد دارد و توسط جزیره مصنوعی دانوب (Donauinsel) از آن جدا میشود. این جزیره با استفاده از 30 میلیون متر مکعب خاک حفاری شده برای حفر کانال ایجاد شده است و امروز محلی مدرن متشکل از برج ها و ساختمان های بلند مرتبه شهر وین است که تجربه ای جدید و متفاوت برای بازدیدکنندگان وین محسوب میشود. جزیره دانوب تنها در عرض چند دقیقه از طریق خطوط مترو U1 و U6 از مرکز شهر قابل دسترسی است. شبکه گستردهای از مسیرهای پیادهروی، علاقهمندان به ورزش را به پیادهروی، دویدن، دوچرخهسواری، اسکیت و شنا دعوت میکند. ما نیز تا میانه پل Reichsbrücke پیاده رفتیم و برج سیاه DC Tower در جزیزه دانوب را دیدیم و به هتل برگشتیم.
برای آخرین گردش روزانه به همراه دوستانمان به ارتفاعات شمالی وین رفتیم که با ماشین حدود 30 دقیقه راه بود. منطقه Kahlenberg که در دامنه جنگلی ارتفاعات مشرف به شهر وین و رودخانه قرار داشت. هوا بسیار سرد بود و سطح زمین با برف روزهای گذشته یخ زده بود.
در عصر دوشنبه حدود ساعت 16 در بام وین به تماشای غروب آفتاب نشستیم و بعد از نوشیدن چای گرم به آخرین مقصد این سفر که پارک پراتر Prater است رفتیم. شهربازی پراتر (Wurstelprater) یکی از قدیمی ترین شهربازی های جهان است که با چرخ و فلک و ترن هوایی میزبان افرادی است که به دنبال هیجان هستند. ما هم با قدری تعلل یکی از چرخ و فلک های آن را در سرمای شب امتحان کردیم و از همانجا با همسفرمانمان خداحافظی کردیم و برای استراحت به هتل مان برگشتیم تا فردا صبح مسیر بازگشت به منزل را در پیش گیریم.







Comments